قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴
ن ناصرخسرو قبادیانی
0
Altın Yaprak
نشنوده ای که دید یکی زیرک
زردآلوی فگنده به کو اندر
چو یافتش مزه ترش و ناخوش
وان مغز تلخ باز بدو اندر
گفتا که هر چه بود به دلت اندر
رنگت همی نمود به رو اندر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş