ما نطق خدای کایناتیم بیرون ز مکان و از جهاتیم ماییم به حق چو نطق مطلق آبای وجود و امهاتیم…
انی لقد اتصلت بالذات یا من قطع الوصال هیهات لما قرن سعود نجمی ابدا قمری بالاتصالات…
ای نفحه روحپرور باد صبا بویی ده از آن زلف دلاویز به ما آن زلف دلاویز که در سایه اوست آن روی که هست آینه روی خدا
آن شه والای گرامی گهر واقف اسرار قضا و قدر عالم تنزیل و کتاب کریم عارف تأویل کلام قدیم…
به ذات پاک خدای کریم بی همتا که از اراده او گشت سر کن پیدا به خالقی که منزه ز کل مخلوق است به عاشقی که به عشق لقا بود شیدا…
یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را کآزرد به هجران دل صد پاره ما را بر اوج سعادت تو نگه دار خدایا از نقص و زوال آن شه سیاره ما را…
بیخ شجر قدس مرا در جان است سر انا در میان او پنهان است فعل از من و قول از او همه ایمان است سر تا به قدم وجود من قرآن است
تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما هست منزل آیت طوبی لهم در شأن ما قبله و ایمان عاشق نیست الا روی دوست تا که هست و بود و باشد قبله و ایمان ما…
ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد مگر عکس رخ دلبر به جان باز آشکارا شد دگر چون با دلم لعلش نهان در گفت وگو آمد صدای ناله زار دل ریشم به هرجا شد…
ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد خفته ز شرم مردمی چشم خوشت به خواب شد نافه به بوی زلف تو آمد و گشت خاک ره گل ز هوای عارضت رفت و در آتش آب شد…
مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می کشد سنبل زلف تو مه را در سلاسل می کشد منزل جان است گیسویت وز آنجا هر نفس جذبه ای می آید و جان را به منزل می کشد…
سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد آشنا کی شود آن دل که به خود خویش نشد می کند آرزوی وصل تو هرکس لیکن کار دولت به هوا و هوسی پیش نشد…
آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد وان زهره سعادت در چنگ ما درآمد آیینه کرد ما را در ما شد آشکارا آن گوهری کز اشیا چون چرخ بر سر آمد…
روح القدس از کوی خرابات برآمد مشتاق تجلی به مناجات برآمد خورشید یقین از افق غیب عیان شد انوار حق از مطلع ذرات برآمد…
تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد مطلوب میسر شد و حاجات برآمد بی کیف و کم آن کس که چو ما نطق خدا شد چون عیسی مریم به سماوات برآمد…
15 / 424 gösteriliyor