بخش ۳۱ - حفظ اعتدال
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
کسی را که می دم به دم می خورد
نماند ازاو هیچ تا بنگرد
گرادمان کنی باده بریک قرار
همه ساله ایمن شوی از خمار
به شرطی که در نگذری ز اعتدال
وگرنه نیارد مزاج احتمال
مکن گرچه غالب تو باشی مری
برون شو اگر عاقلی از عری
گرو هم نبندی که مرد خرد
نبندد گرو نیز اگر می برد
چو مجلس گران گردد و کله پر
مقام ستیز و مری نیست مر
چه ناچاره می بایدت کرد ایست
اگر بر رگی می زنی عیب نیست
غنیمت شمر گر چو حیلت گران
ز خود بگذرانی شرابی گران
اگر بر توان بست چالاکی است
که نا التفاتی ز ناباکی است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş