ح

حکیم نزاری قهستانی

1.642 şiir

0 Altın Yaprak

حکیم نزاری قهستانی şiirleri

Arama yardımı
Farsça

خدایا خطاهای ما در گذار زتو یک نظر وز چو ما صدهزار جهانی گنه رحمتت در دمی بیندازد از گردن عالمی…

Farsça

ز خود طیره هرگز دل پادشاه مکن تا نیابد شدن عذر خواه که در عذر بسیار آفت بود که در هر یکی صد مخالف بود…

Farsça

ترا نامرادی مراد است و بس چو تو نیستی اتحاد است و بس ملک را شناسندگان جهان به اطراف در آشکار و نهان…

Farsça

طمع را در اشخاص تأثیرهاست که در هر یک اصناف تدبیرهاست کند دشمنان را به تدریج دوست که آن بهترین خاصیت های اوست…

Farsça

مکن تکیه بر دانش و عقل و رای به دعوی منه در هنر پیش پای مشو غره گر خدمتی کرده ای وگر در تنم جهان خورده ای…

Farsça

ز حساد ایمن مباش ای عزیز که با دوستان دشمنت هست نیز به پرهیزگاری زبان شان ببند که پرهیزگار ایمن است از گزند…

1
Farsça

اگر حاجتی داری از پادشاه ازوجز به لطف و مدارا مخواه نگه دار فرصت در ان وقت گوی که باشد ملک خوشدل و تازه روی…

1
Farsça

به جایی که شاه از تو دارد حجیب مرو تا توانی بترس از نهیب که نفرت پذیرد چو شرم آیدش به وحشت ز تو طبع بگزایدش…

Farsça

به گفتار و کردار اگر راستی به یک دل دو عالم بیاراستی بجز بوده باز از گذشته مگوی و گر می توانی در آن ره مپوی…

1
Farsça

ز هر نوع در مملکت کارهاست که شه را در آن هر یک اسرارهاست تو گردانی و گر ندانی خموش چو فرمان دهد هر چه گوید بکوش…

Farsça

در ابداع قسام لیل ونهار نهادست ارکان عالم چهار برین چار هر یک سه معنی دهد که شرحش زبان قلم می دهد…

1
Farsça

الا ای برادر به سمع قبول بباید شنیدن حدیث از رسول خردمند را این سخن یاد گیر بود در جهان از دو در ناگزیر…

Farsça

سپاس و ستایش خداوند را خداوند بی مثل و مانند را که ما را خرد داد و جان آفرید سپهر و زمان و مکان آفرید…

روز گفت این چه زور و بهتان است که ریا پیشه توفتان است گر منافق منم تو را چه خلل چند از آشوب امتان جدل…

شراب آن گهی دست شرست و شور که باشد سر فتنه را دست زور به بزمی که شد فتنه انگیز مست سر خویش گیر ارنه ای پای بست…

15 / 1.000+ gösteriliyor

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.