شمارهٔ ۴۳۳
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
هر که با سابقان قدم سپرد
هر دو عالم به یک درم نخرد
گو جهان بر خلاف مذهب باش
موقن البته هیچ غم نخورد
غلط احول است قرابه
بود و نابود را به هم شمرد
به همه حال هست مطلق را
نیست بیند چو از عدم نگرد
عقل چون زخم امتحان خورده است
بر سر کوی عشق کم گذرد
سخره دل مشو که نفس شریف
از فرومایگان ستم نبرد
پیش ما خود نزار یا نسزد
هر که با سابقان قدم سپرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş