شمارهٔ ۵۵۹
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
خوش وقت حال زنده دلانی که با تو اند
وه وه کمال زنده دلانی که با تو اند
هجران بسوخت ما را در غیبت شما
طوبی وصال زنده دلانی که با تو اند
هر کو نمی شود متصور نفوس را
غمگین زوال زنده دلانی که با تو اند
بی تو حرام محض بود هر چه خواه باد
الا حلال زنده دلانی که با تو اند
پیوسته در مقابل چشمی برون نه ای
هیچ از خیال زنده دلانی که با تو اند
بسیار باز جست سکندر ولی نیافت
آب زلال زنده دلانی که با تو اند
ممکن نمی شود که توان کرد شرح داد
وصف جلال زنده دلانی که با تو اند
با رب بده نزاری شوریده را به لطف
خو و خصال زنده دلانی که با تو اند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş