شمارهٔ ۹۰۴
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
صبا بگوی به یارم که باز می آیم
به جان رسیده سوی دل نواز می آیم
چو حاجیان به سوی کعبه ی زیارت دوست
به دیده هر قدمی در نماز می آیم
به بر گرفته میان تو کی بود که چو خضر
کنار چشمه ی حیوان فراز می آیم
ز در درآیی و صحن سرا بیارایی
تو می خرامی و من پیش باز می آیم
کرشمه ی تو مرا می رباید از من و من
به غمزه ی توبه صد اهتزاز می آیم
دلم که در خم زلف تو مبتلاست گواست
که من به جان ز شبان دراز می آیم
همان نزاری محمودم ار قبول کنی
که در مواکب حسن ایاز می آیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş