شمارهٔ ۱۳۶
ن نورعلیشاه
0
Altın Yaprak
دربرم یار دلنواز آمد
برتنم جان رفته باز آمد
ساقی عشق مجلسی آراست
مطرب عاشقان بساز آمد
در ره عشق دیده محمود
جلوه گاه رخ ایاز امد
عاشقان جمله در نثار شدند
سرو ناز تو چون بناز آمد
دل که پرورده بودیش از ناز
ناز تو دیده در نیاز آمد
جان که جز بر رخت نشد ساجد
ابرویت دیده در نماز آمد
عاقبت در ره تو نور علی
سرفدا کرد و سرفراز آمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş