شمارهٔ ۹۹
ن نورعلیشاه
0
Altın Yaprak
رخ زیبا چو ماه روشنش بین
قد رعنا چو سرو گلشنش بین
نهان بوی گل اندر رنگ چونست
تن نازک پس پیراهنش بین
چو شاخ نرگس از باد بهاری
گهی برخاستن گه خفتنش بین
ببوی سرو قدش جوی اشگم
روان از دیده خون پیراهنش بین
ز خون بیگناهان کرده رنگین
برنگ لاله دست و دامنش بین
دل از مهر و محبت جانب غیر
نظر در خشم و کین سوی منش بین
برغم نور هر شب تا سحرگاه
ببزم دیگران می خوردنش بین
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş