بخش ۳ - در فضیلت مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین(ع)
ع عمان سامانی
0
Altın Yaprak
گفت آن بینای ما زاغ البصر
این عبارت را به طرزی مختصر
کاندر آن شب چون دلم شد منجلی
هر کجا دیدم علی دیدم علیع
با خدا در لامکان سرگرم راز
با ملک در آسمان اندر نماز
در یکی صف در رکوع و در سجود
در دگر صف در قیام و در قعود
در زمین اصحاب را مهمان به خوان
مر مرا در عرش اعظم میزبان
بر فراز عرش با من با شتاب
بر زمین بربسته زهرا را به خواب
جا گرفته بر سر هر محتضر
گشته هر مولود را حاضر به سر
بر فلک می دیدمش موجود بس
در زمین موجد به هر صاحب نفس
بی رضای او عبادتهاست خام
بی ولای او اطاعت ناتمام
گه گه آوازی به گوش انباز بود
ابن عمم صاحب آواز بود
احمدص آن دیباچه دیوان کل
احمدص آن سر دفتر ختم رسل
مطلع التوحید سلطان ازل
مقطع العنوان حی لم یزل
اولین نقش تجلیات ذات
آخرین نقش تمام کاینات
صادر اول ز مصدر در الست
اولین مصدر به هر صادر که هست
اولین صبح از بروز و از ظهور
آخرین صبح از تجلیات نور
اولین جمله اشیا به اسم
آخرین جمله اشیا به جسم
آن خرامان سرو باغ فاستقم
منزل وحی و ندای قم اقم
آنکه عالم را شفای علت است
آنکه آدم را شفیع ذلت است
صفحه ایجاد را بنوشت و خواند
نی بخواند و نی قلم بر صفحه راند
حامل مهر نبوت پشت او
گشته است ماه سما انگشت او
مصطفیص آن مظهر ذات اله
از طفیلش خلق ماهی تا به ماه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş