غزل شمارهٔ ۱۸۳
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
گر در عشق زنی تاب ملامت باید
دل آماده آشوب قیامت باید
در قبول نظر عشق هزاران شرط است
اول از عافیت رفته ندامت باید
تا به کی شاهد معنی بکشد بند نقاب
عمر ها بر در اندیشه اقامت باید
حسن سلمی ز تماشاگه هر بوالهوس است
چشمی از دیدن جز وی به سلامت باید
طاقت سایه نداریم چه اندیشه کنیم
پنجه در پنجه خورشید قیامت باید
عرفی از رمز ملامت نشود دعوی عشق
همه صاحب نظرانیم علامت باید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş