غزل شمارهٔ ۳۷۰
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
برو ای غم خبری از دل آواره بیار
آن چه در این سفر اندوخته یکباره بیار
من ز داروی اجل چاره دل یافته ام
ای مسیح ار بودت بهتر ازین چاره بیار
ای اجل جان ندهد اهل وفا سعی مکن
یا برو رخصت از آن غمزه خونخواره بیار
آتش طور بهشت است چنین نیست حلال
عشق اگر می طلبی رو دل صد پاره بیار
عرفی این گونه دل جان مفشانی هرگز
جمع کن هر چه به هیچ ارزد و یکباره بیار
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş