غزل شمارهٔ ۵۶۲
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
چندم ای ناله سحر بکشی
هر دم از آتش دگر بکشی
در این دودگه دلا در بند
چندم از آه بی اثر بکشی
این که پروانگی کنم ترسم
کاتشم را به بال و پر بکشی
نامه ام سنگ را بگریاند
ای فلک مرغ نامه بر بکشی
کشتی از غمزه اهل عالم را
بعد از این غمزه را مگر بکشی
تا کنم چون چراغ شام بلا
زنده سازی و در سحر بکشی
چون کسی اهل درد عرفی را
چشم دارم که بیشر بکشی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş