شمارهٔ ۱۲ - سعدی و عرفی
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
دی کسی گفت که سعدی گهراندوز سخن
قطعه ای گفته که اندیشه بدان می نازد
گفتم این گوش بدان نغمه سزد گفت آری
اینک از پرده عنان سوی تو می اندازد
سخن از عشق حرام است بر آن بیهده گو
که چو ده بیت غرل گفت مدیح آغازد
حبذا همت سعدی و غزل گفتن او
که ز معشوق به ممدوح نمی پردازد
گفتم این خود همه عیب است که در راه هنر
هرکه این لاف زند اسب دوی می تازد
لوحش اله ز یک اندیشی عرفی کورا
آنکه ممدوح بود عشق بدو می بازد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş