شمارهٔ ۳۹ - سخن ناشنیده
ع عرفی شیرازی
0
Altın Yaprak
شنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفی
که پرده بر سر اسرار چیده بگذاری
لطیفه ای به تو گویم که بعد از این به غلط
عنان طبع بطالت رهیده بگذاری
ز گوش کردنت آنگاه به بود گفتن
که در جهان سخن ناشنیده بگذاری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş