بخش ۳ - امّا بعدُ

ا ابوعلی حسن بن احمد عثمانی
0 Altın Yaprak
این رسالتی است که نبشت بنده محتاج به خدای عزوجل عبدالکریم بن هوازن القشیری به جماعة صوفیان به شهرهای اسلام اندر سنه سبع و ثلثین و اربعمایه بدانید رحمکم الله که خداوند سبحانه این طایفه را گزیدگان اولیاء خویش کرد و فضل ایشان پیدا گردانید بر جمله بندگان خویش پس از رسولان و انبیاء صلوات الله علیهم و دل های ایشان معدن رازهای خویش کرد و مخصوص گردانید ایشان را به پیدا کردن انوار خویش بر ایشان و ایشان فریادرس خلق اند و به هر جا که باشند گردش ایشان با حق بود و روشن گردانید ایشان را از تیرگی های بشریت و به درجة مشاهدة رسانید بدانچه تجلی کرد ایشان را از حقیقت یگانگی خویش و توفیق داد ایشان را به قیام آداب بندگی و حاضر گردانید به مجاری احکام خداوندی قیام کردند به گزاردن آنچه واجب بود بر ایشان به فرمان و به حقیقت رسیدند بدانچه از ایزد سبحانه تعالی بود مر ایشان را از گردانیدن و تصرف پس باخدای گشتند به صدق افتقار و بدانچه از ایشان حاصل آمد از اعمال پشت باز نگذاشتند و با احوال صافی خویش ایمن نبودند دانستند که هرچه خواست کرد و آن را که خواست از بندگان برگزید و خلق را بر وی حکم نرسد و هیچ مخلوقی را بر وی حقی واجب نیاید و ثواب او ابتداء فضل بود و عذابش حکمی بود به عدل و فرمانش قضایی جزم پس بدانید رحمکم الله که خداوندان حقیقت ازین طایفه پیشتر برفتند و اندر زمانۀ ما از آن طایفه نماند مگر اثر ایشان واندر این معنی شاعر می گوید شعر أما الخیام فإنها کخیامهم وأری نساء الحی غیر نسایها خیمها ماننده است بخیمهای ایشان ولیکن قبیله نه آن قبیله است واندر طریقت فترة پیدا آمد لا بلکه یکسره مندرس گشت بحقیقت و پیروان کی این طریقت را دانستند برفتند و اندکی اند برنایان که بسیرت و طریقت ایشان اقتداء کنند ورع برفت و بساط او بر نوشته آمد و طمع اندر دلهای قوی شد و بیخ فرو برد و حرمت شریعت از دلها بیرون شد و ناباکی اندر دین قوی ترین سببی دانند و دست بداشتند تمیز کردن میان حلال و حرام ترک حرمت و بی حشمتی دین خویش کردند و آسان فراز گرفتند گزاردن عبادتها و نماز و روزه را خوار فراز گرفتند و اسب اندر میدان غفلت همی تازند و همه میل گرفتند بحاصل کردن شهوتها و ناباکی بفرا گرفتن حرام و نفع خویش نگاه داشتن بدانچه از بازاریان و اصحاب سلطان فرا گیرند و بدین بی حرمتیها فرو نیامده و بسنده نکردند و اشارت کردند به برترین حقایق و احوال و دعوی کردند که ایشان از حد بندگی برگذشتند و بحقیقت وصال رسیدند و ایشان قایم اند بحق حکمهای وی بر ایشان همی رود و ایشان از آن محو اند و بهرچه ایثار کنند و دست بدارند خدایرا عزوجل با ایشان عتاب نیست و آنچه کنند بر ایشان ملامت نیست و خویشتن از آن همی شمرند کی اسرار احدیت ایشانرا پیدا کردند و ایشانرا صافی گردانیدند از صفات بشریت و آن حکم از ایشان برخاست و از خویشتن فانی گشتند و باقی اند بانوار صمدیت گفتار و کردار ایشان نه بایشانست و این غایت بی حرمتی و ترک ادب است و چون درازشد این حال کی در وی ایم بدانچه اشاره کردم ببرخی از وی اندرین قصه و تا بدین غایت زبان نگشادم بانکار از رشک برین طریقت که یاد کنم اهل این طریقت را به بدی و یا مخالفتی راه یابد کی عیب ایشان آشکارا گرداند از بهر آنک مخالفان این طایفه را و منکران ایشان را اندر دنیا بلاهای صعب بود و چشم همی داشتم که این فترت بگذرد و بریده گردد و باصلاح آید و مگر حق سبحانه و تعالی بفضل خویش بیداری پدید آرد آنرا که ازین طریقه برگشت اندر ضایع کردن آداب این طایفه و هر روز کار صعب تر است و بیشتر اهل زمانه اندر دیار تباهی همی افزایند و ترسیدم بر دلها که اعتقاد کنند کی ابتداء این طریقت همچنین بودست و بنابراین قاعده کردند و و سلف برین جمله برفتند و این رسالت تعلیق کردم بشما أکرمکم الله و یاد کردم اندر وی بعضی از سیرت پیروان این طایفه اندر آداب و اخلاق و معاملات و نیتهای دلهای ایشان و آنچه اشارت کرده اند از وجدهای ایشان و چگونگی زیادت درجات ایشان از بدایت تا بنهایت تا مریدان این طایفه را قوتی بود و اندر نشر کردن این شکایت مرا تسلی باشد و از خداوند کریم فضل و مثوبت حاصل آید و یاری خواهم از خداوند سبحانه وتعالی در آنچه یاد کنم و کفایت از وی خواهم و عصمت از خطا و درود و آمرزش خواهم و رهانیدن ازو و وی بفضل سزاوار است و بر آنچه خواهد قادر

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.