بخش ۲۱ - نَفَسْ
ا ابوعلی حسن بن احمد عثمانی
0
Altın Yaprak
و از آن جمله نفس است نفس آسایش دادن دل بود بلطایف غیوب و صاحب انفاس بوصف نازک تر و باریکتر بود از صاحب احوال صاحب وقت چنانست کی گویی مبتدی ایست و صاحب نفس منتهی و صاحب احوال میانۀ هر دو احوال واسطه است و انفاس نهایت علو و اوقات اصحاب دلرا بود و احوال خداوندان روح را و انفاس اهل سر را
و گفته اند فاضلترین عبادتها شمردن نفس است با خدای تعالی و گفته اند خدای تعالی دلها را بیافرید و معدن معرفت خویش کرد و اسرار را بیافرید پس از آن و آنرا محل توحید کرد هر نفسی کی حصول او نه بدلالت معرفت بود و اشارت توحید بر بساط ضرورت او مرده بود و خداوندش را از آن باز پرسند
از استاد ابوعلی دقاق شنیدم گفت عارف را نفس مسلم نبود زیرا که با زو مسامحه نرود و محب را از نفس چاره نبود که اگر او را نبود ناچیز گردد از بی طاقتی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş