بخش ۱۹ - حکایت
ا اوحدی مراغهای
0
Altın Yaprak
خبر دادند مجنون را که لیلی
ندارد با تو پیوندی و میلی
بدیشان گفت اگر معشوق جافیست
وفای عاشق بیچاره کافیست
تو نیز ار طالب آن یار نغزی
قدم را راست می نه تا نلغزی
به هر زخمی ز یاری سرمیپچان
عنان از دوستداری برمپیچان
طریق عشق سستی بر نتابد
محبت جز درستی بر نتابد
به اول آزمایش باشد آنجا
چو بگریزی گشایش باشد آنجا
اگر خواهی که او غم خوارت افتد
تحمل کن کزین بسیارت افتد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş