شمارهٔ ۵
ر رفیق اصفهانی
0
Altın Yaprak
در صفاهان که ساحت پاکش
خوش ترین بقعه جهان آمد
تا چهل سال با نهایت فقر
عرض خود را نگاهبان آمد
با بد و نیک کرد آمد و رفت
وین چنین رفت و آن چنان آمد
که نه در دیده ای سبک گردید
که نه بر خاطری گران آمد
که نگفته به هیچ خانه شتافت
که نخوانده به هیچ خوان آمد
لیک از شیوه هیچ سود نکرد
کش زیان بر سر زیان آمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş