غزل شمارهٔ ۳۴
ر رضیالدین آرتیمانی
0
Altın Yaprak
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم به سامان آفریدند
نه دستم از گریبان واگرفتند
نه در دستم گریبان آفریدند
نه دردم را طبیبان چاره کردند
نه بیدردم چو ایشان آفریدند
نیامیزد سر دردت به گردم
که دردم عین درمان آفریدند
ز من با آنکه بی او نیستم من
بیابان در بیٰابان آفریدند
زلیخا گو چمن گلخن کن از آه
که یوسف بهر زندان آفریدند
مرا گویی پریشان از چه رویی
سر و زلفش پریشان آفریدند
رضی از معرفت بویی نداری
تو را کز عین عرفان آفریدند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş