غزل شمارهٔ ۷۷
ر رضیالدین آرتیمانی
0
Altın Yaprak
ای کاش که بود ما نبودی
یا بنمودی هر آنچه بودی
نگشود ز کعبه در کسی را
از ما در دیر را سجودی
ز افسانه واعظان فسردیم
ای مطرب عاشقان سرودی
کی مرد غم تو بودم ای عشق
صد بار فزونم ار نمودی
جز دوست اگر ز دوست خواهی
در مذهب عاشقان جهودی
مجنون توام چنانکه بودم
با ما نه ای آنچنانکه بودی
ای دل چه به های های گریی
هویی مگر از رضی شنودی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş