شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان ابراهیم
ا ابوالفرج رونی
0
Altın Yaprak
روی بازار ملک هفت اقلیم
پشت حق بوالمظفر ابراهیم
شهریاری که طول عرض فلک
همتش را نیامدست جسیم
کوه با حلم او به مایه سبک
بحر با عزم او بعبره سلیم
دولتش را مزاجهای قوی
نصرتش را جهادهای عظیم
نه به حلم اندرش سؤال درشت
نه به علم اندرش جواب سقیم
پیش سلطانیش فلک عاجز
بر معروفیش زمانه لییم
مهر او منهل شراب طهور
کین او حفره عذاب الیم
مفلسان را به مالش اندر قسم
ظالمان را به عدلش اندر بیم
گر ز جودش مظاهرت یابد
ژاله زرین زند هوای عقیم
ور ز تیغش مزاحمت بیند
چون دو پیکر اسد شود به دو نیم
در شکارش که شیر بسته اوست
خاک رخ درکشد به رنگ ادیم
در خطابش که رفق مذهب اوست
در پاسخ زند عظام رمیم
چرخ او در جگر شهاب نشاند
هر که را یافت دید جنس دیو رجیم
رأی او عاطفت به کار آورد
هر کجا دید شکل در یتیم
کیست امروز در جهان به ازو
از ملوک جهان حدیث و قدیم
عدد لشکرش که دانسته است
به حقیقت به جز خدای علیم
جنبشی حکم کرده اند امسال
خسرو شرق را به ذات کریم
زود بینی ز عرض موکب او
عرصه ها تنگ تر ز حلقه میم
روی هامون ز نعل ادهم و رخش
پر پشیزه چو پشت ماهی شیم
نیزه در چنگ نیزه دار سپاه
اژدها گشته چون عصای کلیم
کوس شاه از فراز پیل زده
نه چو طبل عدوش زیر گلیم
شاه خرم نشسته باده به دست
کرده مضبوط ملک هفت اقلیم
شعرا خوانده شعرهای فتوح
یافته اسب و جامه و زر و سیم
من رهی نیز بازگشته به کام
دیده اقبال شاه و صرف غریم
تا زمین است اصل و فرع بخار
تا هوا راست پر و بال نسیم
مجلس عمر شاه را یارب
در طرب دارو در نشاط مقیم
دولت او را قرین و اختر یار
نصرت او را معین و بخت ندیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş