بخش ۱۲ - حکایت
С Саади
0
Altın Yaprak
شنیدم که صاحبدلی نیکمرد
یکی خانه بر قامت خویش کرد
کسی گفت می دانمت دسترس
کز این خانه بهتر کنی گفت بس
چه می خواهم از طارم افراشتن
همینم بس از بهر بگذاشتن
مکن خانه بر راه سیل ای غلام
که کس را نگشت این عمارت تمام
نه از معرفت باشد و عقل و رای
که بر ره کند کاروانی سرای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş