بخش ۱۵ - گفتار اندر ثمره جوانمردی
С Саади
0
Altın Yaprak
ببخش ای پسر کآدمی زاده صید
به احسان توان کرد و وحشی به قید
عدو را به الطاف گردن ببند
که نتوان بریدن به تیغ این کمند
چو دشمن کرم بیند و لطف و جود
نیاید دگر خبث از او در وجود
مکن بد که بد بینی از یار نیک
نروید ز تخم بدی بار نیک
چو با دوست دشخوار گیری و تنگ
نخواهد که بیند تو را نقش و رنگ
و گر خواجه با دشمنان نیکخوست
بسی بر نیاید که گردند دوست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş