حکایت شمارهٔ ۱۵
С Саади
0
Altın Yaprak
یکی را از بزرگان ایمه پسری وفات یافت پرسیدند که بر صندوق گورش چه نویسیم گفت آیات کتاب مجید را عزت و شرف بیش از آن است که روا باشد بر چنین جایها نوشتن که به روزگار سوده گردد و خلایق بر او گذرند و سگان بر او شاشند اگر به ضرورت چیزی همی نویسند این بیت کفایت است
وه که هر گه که سبزه در بستان
بدمیدی چه خوش شدی دل من
بگذر ای دوست تا به وقت بهار
سبزه بینی دمیده بر گل من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş