شمارهٔ ۱۳۲
س سعیدا
0
Altın Yaprak
عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
یوسفی را چاه زندان خانمان گردیده است
عمرها شد جان به گرد کوی او دارد طواف
تن به عزم دیدن آن رو روان گردیده است
گر سرم گردد به گرد دل عجایب نیست این
بر سر یک نقطه ای نه آسمان گردیده است
ناتوانی بسکه ما را بر زمین افکنده است
آسمان در خانه ما آستان گردیده است
بیشتر عرفان سعیدا جهل آمد بر درش
بس یقین ها بر سر آن کو گمان گردیده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş