شمارهٔ ۱۶۹
س سعیدا
0
Altın Yaprak
نیست روزی که این منادی نیست
نیست غم در دلی که شادی نیست
آدمی را ز حالت بشری
صفتی به ز نامرادی نیست
راز دل را به اشک می گفتم
لیک طفل است اعتمادی نیست
از پی هیچ کس به جا نرسی
مر تو را گر خدای هادی نیست
جز بیابان اشتیاق سعید
ره به کویش ز هیچ وادی نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş