شمارهٔ ۴۸
س سعیدا
0
Altın Yaprak
خود آمده زنده مرده می باید رفت
شطرنج خیال برده می باید رفت
روزی که سفر کنی سعیدا ز جهان
خود را به خدا سپرده می باید رفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş