بخش ۲۲ - فی المناجات

ص صفای اصفهانی
0 Altın Yaprak
خدایا سینه من را صفا ده دلم را حکمت بی منتهی ده ز صفوت بخش انوار سرورم نشان بر صفه ایوان نورم عروجم ده بمعراج حقیقت بنه بر تار کم تاج حقیقت سویدای مرا سر قدم ده وجود لایزالی بر عدم ده مرا از قید امکانی رها کن بتمکین وجوبی آشنا کن منه بر جبهه ام داغ سوایی بکار بنده خود کن خدایی خدایی کن بکار بنده خود بمیران از خودی کن زنده خود دماغم از شراب ذات تر کن دل و جانم دل و جان دگر کن ز پای من بمایی پشت پا زن بدست من منیت را قفا زن که من با اینکه با کثرت دو چارم بمحو و محق و طمس امیدوارم تویی گنجینه ویرانه من نباشد جز تو کس در خانه من کدامین من کدامین خانه هشدار درینجا نیست غیر از یار دیار بود خود حکمت منطوق و مسکوت که رزاقست و روزی خواره وقوت بود با خانه صاحب خانه یک چیز بوحدت از دویی برخاست تمییز دل و دارنده دل در دز دل یکی باشد بود این معجز دل من و معشوق من در دولت عشق دوتا نبود بنازم قدرت عشق مرا معشوق در خود کرده فانی ندارد عشق زین بهتر نشانی نهال نیستی بار آورد مرگ درخت نفی را نه بار و نه برگ اگر شاخ و اگر برگ و اگر بار نهال عشق را باشد سزاوار نهال عشق را اصلیست ثابت فروعش نبت گردون را منابت بر او گوهر گنجینه من طلوع طلع سرش سینه من وجودش نقد دولت خانه ما که این گنجست در ویرانه ما درخت عشق را بستان بود دل نباشد آبش از سرچشمه گل خیابانش دماغ می پرستان روان آبش ز جوی مغز مستان رگ من زیر بار ریشه اوست چه شیرست اینکه رگها ریشه اوست نماید شیر دشتی صید آهو ز ناهاری که میتازد بهر سو چه شیرست اینکه در رگ رفته چون دم شکار او دلست و مغز آدم بود در استخوان و در رگ و پی رگ و استخوان و پی مینا و اومی شراب صافی و مینای بی رنگ مصفا هر دو از آلایش زنگ دو همدم هر دو را با هم تشبه دویی را برد سیلاب تنزه یکی شد مشتبه شد دوست با دوست ندانم عشق باشد یا رگ و پوست ندانم خویش را از رفع سوزش همی دانم که میسوزم در آتش چنان بنهاد پایم عشق در نار که بند نعل آتش زد بدستار خدایا آتش عشقم قوی کن شرار من شرار موسوی کن مرا در وادی ایمن گذرده کف نور و عصای راهبر ده عطا کن از عصاهای شعیبم که گردد اژدهای مار عیبم بهارون هدایم آشنا کن مرا موسای فرعون هوی کن نیوشان از درخت قلب آگاه ندای لا تخف انی انا الله بالقای عصا کن امر توری مؤید کن بتاییدات طوری مرا در شبروی ثابت قدم ساز دلم روشن بنور صبحدم ساز

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.