۱۰- آیات ۶۲ تا ۷۲

S Safi
0 Altın Yaprak
و لاٰ نکلف نفسا إلاٰ وسعهٰا و لدینٰا کتٰاب ینطق بالحق و هم لاٰ یظلمون ۶۲ بل قلوبهم فی غمرة من هٰذٰا و لهم أعمٰال من دون ذٰلک هم لهٰا عٰاملون ۶۳ حتٰی إذٰا أخذنٰا مترفیهم بالعذٰاب إذٰا هم یجأرون ۶۴ لاٰ تجأروا الیوم إنکم منٰا لاٰ تنصرون ۶۵ قد کٰانت آیٰاتی تتلیٰ علیکم فکنتم علیٰ أعقٰابکم تنکصون ۶۶ مستکبرین به سٰامرا تهجرون ۶۷ أ فلم یدبروا القول أم جٰاءهم مٰا لم یأت آبٰاءهم الأولین ۶۸ أم لم یعرفوا رسولهم فهم له منکرون ۶۹ أم یقولون به جنة بل جٰاءهم بالحق و أکثرهم للحق کٰارهون ۷۰ و لو اتبع الحق أهوٰاءهم لفسدت السمٰاوٰات و الأرض و من فیهن بل أتینٰاهم بذکرهم فهم عن ذکرهم معرضون ۷۱ أم تسألهم خرجا فخرٰاج ربک خیر و هو خیر الرٰازقین ۷۲ و تکلیف نمی کنم نفسی را مگر به اندازۀ طاقتش و نزد ما کتابیست که سخن می کند بحق و ایشان ظلم کرده نمی شوند ۶۲ بلکه دلهاشان در غفلت است از این و مر ایشان راست کردارها از غیر آن که ایشان باشند مر آنها را کنندگان ۶۳ تا چون بگیریم متنعمان ایشان را بعذاب آن گاه ایشان زاری کنند ۶۴ زاری مکنید امروز بدرستی که شما از ما یاری کرده نخواهید شد ۶۵ بدرستی که بود آیتهای من که خوانده می شد بر شما پس بودید بر پاشنه هاتان پس بر می گشتید ۶۶ تکبرکنان بآن افسانه درشب گویان که هذیان می گفتند ۶۷ آیا پس تأمل نمی کردند آن گفتار را یا آمد ایشان را آنچه نیامد پدران ایشان را که بودند پیشینیان ۶۸ آیا نمی شناختند رسولشان را پس ایشان بودند مر او را ناشناسندگان ۶۹ آیا می گفتند با او جنونیست بلکه آمد ایشان را بحق و اکثرشان بودند مر حق را ناخوش دارندگان ۷۰ و اگر پیرو می بود حق مراد هادی ایشان را هر آینه تباه شده بود آسمانها و زمین و هر که در آنهاست بلکه دادیم ایشان را ذکرشان پس ایشانند از ذکرشان روی گردانندگان ۷۱ آیا درخواست می کنی از ایشان مزدی پس مزد پروردگار تو بهتر است و اوست بهترین روزی دهندگان ۷۲ شاق نبود هیچ تکلیفی ز ما لا نکلف نفسا إلا وسعها نزد ما باشد کتابی در شیون ینطق بالحق وهم لا یظلمون بلکه دلهاشان از این با شدتی هست اندر غفلتی و حیرتی غیر از ایشان باشد اعمالی نژند غیر شرک اعنی که باشد ناپسند میکنند اعمال ناپاک و پلید بر علاوة شرک فساق عنید تا به هنگام معین در عقاب إذآ أخذنا مترفیهم بالعذاب آنکه ایشان می کنند از حد فزون استغاثه پس إذاهم یجأرون نی کنید افغان که یاری کرده هیچ نی شوید از ما شما اندر بسیج بود آیت های قرآن که ز ما خوانده می شد هر زمانی بر شما پس شما بر قهقری بودید آن که همی گشتید بر اعقابتان می نمودید اعنی از آن اعتراض داشتید از استماعش انقباض سرکشان بودید و در شب در حرم ذکر پیغمبر چه میشد دم به دم می نمودید از بدی او را به یاد بودتان اعراض زآن سلطان راد می نکردید ایچ آیا در کلام یعنی این قرآن تدبر در مقام یا بدیشان آمد آنچه در یقین بر پدرهاشان نیامد پیش از این یا که هیچ آیا رسول خویش را باز بر نشناخت ندی از عمی تا کنند انکارش از بی معرفت بلکه بشناسندش از رسم و صفت یا که می گفتند آیا که رسید جن به وی یعنی جنونی بر مزید بلکه آمدشان به حق پیغمبری کارهون بودند حق را اکثری تابع ار گشتی حق از اهوایشان بر تبه گشت این زمین و آسمان واندر آنها هر که هست از ذی عقول نیست یعنی میلشان جز بر فضول بل کتابی بازشان دادیم چند تا که باشد بهر ایشان وعظ و پند پس خود ایشان روی گردانند از آن یعنی از ذکری که آمد در بیان خواهی آیا مزد دعوت زین گروه یا طمع داری به چیزی از وجوه پس بود مزد تو از پروردگار مزد او بهتر ز خلق روزگار بر خلایق اوست خیر الرازقین که دهد هم حلق و هم رزق از یقین

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.