۱۱- آیات ۱۲۳ تا ۱۳۸
S Safi
0
Altın Yaprak
و إن إلیٰاس لمن المرسلین ۱۲۳ إذ قٰال لقومه أ لاٰ تتقون ۱۲۴ أ تدعون بعلا و تذرون أحسن الخٰالقین ۱۲۵ اللٰه ربکم و رب آبٰایکم الأولین ۱۲۶ فکذبوه فإنهم لمحضرون ۱۲۷ إلاٰ عبٰاد اللٰه المخلصین ۱۲۸ و ترکنٰا علیه فی الآخرین ۱۲۹ سلاٰم علیٰ إلیٰاسین ۱۳۰ إنٰا کذٰلک نجزی المحسنین ۱۳۱ إنه من عبٰادنا المؤمنین ۱۳۲ و إن لوطا لمن المرسلین ۱۳۳ إذ نجینٰاه و أهله أجمعین ۱۳۴ إلاٰ عجوزا فی الغٰابرین ۱۳۵ ثم دمرنا الآخرین ۱۳۶ و إنکم لتمرون علیهم مصبحین ۱۳۷ و باللیل أ فلاٰ تعقلون ۱۳۸
و بدرستی که الیاس هر آینه از مرسلان است ۱۲۳ چون گفت مر قومش را آیا نمی پرهیزید ۱۲۴ آیا می خواهید بعل را و وا می گذارید بهترین آفرینندگان را ۱۲۵ خدا پروردگار شما و پروردگار پدران شما که پیشینیانند ۱۲۶ پس تکذیب کردند پس بدرستی که ایشانند حاضرکردگان ۱۲۷ مگر بندگان خدا که خالص کردگانند ۱۲۸ و واگذاشتیم بر او در پسینیان ۱۲۹ سلام بر الیاسین ۱۳۰ بدرستی که ما همچنین پاداش می دهیم نیکوکاران را ۱۳۱ بدرستی که اوست از بندگان ما که گروندگانند ۱۳۲ و بدرستی که لوط هر آینه بود از مرسلان ۱۳۳ هنگامی که رهانیدیم او را و اهل او را همه ۱۳۴ جز پیره زنی که در بازماندگان ۱۳۵ پس هلاک کردیم دیگران را ۱۳۶ و بدرستی که هر آینه می گذرید بر ایشان بامدادکنندگان ۱۳۷ و بشب آیا پس در نمی یابید بعقل ۱۳۸
بود هم الیاس ز افرستادگان
جان به راه حکم یزدان داده گان
یاد کن چون گفت قوم خویش را
می نمیترسید آیا از خدا
بعل را خوانید کز اهریمن است
واهلید آن خالقی را کاحسن است
آن خدا کو آفرینندة شماست
و اولین آبایتان را هم خداست
شرح آن را جمله از تاریخ خوان
این قدر کافی است از ما در بیان
پس ورا کردند مر تکذیب چون
قوم او فإنهم لمحضرون
جز عباد االله مخلص زآن گروه
که مر او را بگرویدند از وجوه
بر وی اندر آخرین بگذاشتیم
این ثناءگو را بدان می داشتیم
هست از حق بهر الیاسین سلام
هم خود الیاسین مر او را بود نام
همچو میکاییل و میکال این دو اسم
واحد است و خوانده گردد بر دو قسم
آل یاسین خوانده بعضی ز احترام
لیک این دور است از سوق کلام
محسنین را هست پاداش این چنین
بود الیاس از عباد مؤمنین
لوط هم بود از رسل آور به یاد
چون رهاندیم او و اهلش را به داد
جز عجوزی را که بود از غابرین
پس تبه کردیم باقی را چنین
خود شما ای اهل مکه در زمین
لتمرون علیهم مصبحین
هم به شب یعنی به روز و شب مرور
می کنید از آن زمین گاه عبور
خود شما را یا تعقل اندر آن
نیست گرچه گشته ویران آن مکان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş