۱۲- آیات ۷۱ تا ۷۴
S Safi
0
Altın Yaprak
إذ قٰال ربک للملاٰیکة إنی خٰالق بشرا من طین ۷۱ فإذٰا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له سٰاجدین ۷۲ فسجد الملاٰیکة کلهم أجمعون ۷۳ إلاٰ إبلیس استکبر و کٰان من الکٰافرین ۷۴
وقتی که گفت پروردگار تو مر ملایکه را بدرستی که من آفریننده ام انسانی را از گل ۷۱ پس چون درست کردمش و دمیدم در آن از روحم پس بر وی در افتید مر آن را ۷۲ سجده کردند ملایکه همه ایشان جملگی ۷۳ جز ابلیس که سرکشی نمود و بود از ناگروندگان ۷۴
حکایت حضرت آدمع و عدم سجدة ابلیس
گفت چون ربت ملایک را چنین
کآفرینم آدمی را من ز طین
پس نمایم خلقتش را چون تمام
میدمم از روح خود در وی به نام
آورم با دست خویش آن را به جای
تا که فضلی باشدش بر ماسوای
روح چون بر وی ز اشیاء اقرب است
گر دمم گفتا در آدم انسب است
پس چو سازم زنده او را پیش او
سجده آرید و در افتیدش به رو
سجده پیش آدم روشن جبین
سجده بر حق است گر داری یقین
گفته ام از پیش وجهش یک به یک
کز چه آدم گشت مسجود ملک
پس ملایک سجده کردندش تمام
سر آدم بد چو معلوم کرام
غیر شیطان کو اباء کرد از سجود
کافر آن دم گشت یا از پیش بود
خویش را اعظم شمرد از آدم او
کرد استکبار و انکار آن دم او
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş