۱۲ - النوبة الثانیة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و قال الملأ من قوم فرعون پس از آنکه سحره فرعون ایمان آوردند موسی یک سال در مصر بود و ایشان را دعوت میکرد و آیات و معجزات می نمود سران و مهتران قوم فرعون اغرا کردند بر موسی مر فرعون را که أ تذر موسی و قومه موسی و قوم وی را زنده می بگذاری لیفسدوا فی الأرض تا در مصر تباهی میکنند مردمان را بر مخالفت تو دعوت میکنند و دیگری را نه ترا پرستند و آنچه تو وا بنی اسراییل کردی که پسران ایشان را کشتی ایشان با قوم تو همان کنند و گفته اند که این فساد ایدر شورانیدن رعیت است بر سلطان و ناایمن کردن و این را در قرآن نظایر است ما جینا لنفسد فی الأرض و لا تفسدوا فی الأرض از آن است لیفسدوا این لام بدل حتی است عرب لام در موضع حتی نهند و در موضع أن نهند چنان که آنجا گفت ما یرید الله لیجعل علیکم یعنی ان یجعل یرید الله لیبین لکم یعنی ان یبین و یذرک ای و لیذرک بیشتر اهل عربیت ور آن اند که عرب ازین نه ماضی گویند و نه فاعل و در دع همچنین و یذرک و آلهتک قیل ان فرعون کان یعبد حنانة و الحنانة الصنم الصغیرة کان یعبده فی السر ابن عباس گفت که فرعون گاوپرست بود و قوم خود را بگاو پرستی فرمودی و سامری ازینجا گوساله ساخت و ایشان را بر عبادت آن داشت و گفته اند که فرعون بتان را ساخته بود قوم خود را و ایشان را عبادت بتان می فرمود و می گفت انا ربکم و رب هذه الاصنام و لذلک قال أنا ربکم الأعلی و قیل کان یعبد تیسا و کان ابن عباس یقرأ و یذرک و الاهتک ای عبادتک و کان یقول ان فرعون کان یعبد و لا یعبد و این در معنی ظاهر تراست افساد را فرا موسی دادند و قوم او گفت لیفسدوا و ذر را فرا موسی دادند تنها گفت و یذرک و عرب این را روا دارند چنان که آنجا گفت استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم نگفت دعواکم پس فرعون جواب داد ملأ خود را که سنقتل أبناءهم من قتل یقتل علی التکثیر و قراءت حجازی تخفیف است سنقتل أبناءهم و نستحیی نساءهم یعنی للمهنة و الخدمة و إنا فوقهم قاهرون غالبون و علی ذلک قادرون قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا و گفته اند که فرعون پیش از موسی و مبعث وی آن همه فرزندان بنی اسراییل را بکشت بگفت منجمان و کاهنان که می گفتند زوال ملک تو بدست یکی از ایشان خواهد بود و ایشان را عذاب میکرد روزگاری بس فرا گذاشت تا آن گه که موسی برسالت بوی آمد و پیغام بگزارد و معجزات بنمود فرعون از خشم موسی آن عذاب و قتل باز بنی اسراییل نهاد و رنجانیدن بیفزود ایشان از آن عذاب و رنج بموسی نالیدند موسی گفت استعینوا بالله و اصبروا علی دینکم و البلاء یعنی علی فرعون و قومه إن الأرض ای ارض مصر لله یورثها من یشاء من عباده ایشان را باین سخن که موسی گفت طمع افتاد در ملک و مال فرعون و قبطیان دل در آن بستند که بعاقبت با ایشان افتد یقول الله تعالی و العاقبة للمتقین یعنی النصر و الظفر و قیل الجنة للمؤمنین الموحدین قالوا أوذینا بنی اسراییل دیگر باره بنالیدند بموسی از رنج و عذاب فرعون گفتند اوذینا بالقتل الاول من قبل ان تأتینا بالرسالة و من بعد ما جیتنا بالرسالة باعادة القتل و بالاتعاب فی العمل و اخذ المال و این آن بود که فرعون ایشان را فرا کارهای دشخوار داشته بود قومی را فرمود که از کوه سنگ می آرند بپشت و گردن خویش و از آن سنگ ستونها میسازند و میتراشند و از آن قصرها و بناها از بهر فرعون می سازند و قومی را فرمود تا خشت میزدند و آن را می پختند و در بناهای آن خشت پخته بکار می بردند و قومی را نجاری فرمود و قومی را آهنگری و ضعیفانی که طاقت عمل نداشتند بریشان ضریبه نهاد هر روز بر دوام اگر روزی بسر آمدی و ایشان ضریبه آن روز نگزارده بودندی یک ماه بعقوبت آن غل بر گردن ایشان نهادی و زنان را فرمود تا ریسمان می ریسند و از بهر فرعون جامه می بافند موسی که ایشان را چنان دید گفت عسی ربکم أن یهلک عدوکم این عسی در موضع رجاء نهاده اند و عسی و سوف از خدا واجب است یقول عسی ربکم ان یهلک فرعون و قومه و یستخلفکم بعد هلاکهم فی الأرض ای ارض مصر موسی این وعده که ایشان را داد از قول الله داد که میگوید جل جلاله و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أیمة و نجعلهم الوارثین ثم قال فینظر کیف تعملون ای یری ذلک بوقوعه منکم لأن الله لا یجازی علی ما یعلمه منهم من خطیآتهم التی یعلم انهم عاملوها لا محالة و انما یجازیهم علی ما وقع منهم پس رب العالمین ظن موسی تحقیق کرد و فرعون را و قبطیان را بآب بکشت و زمین مصر و ملک مصر بنی اسراییل را مسلم شد تا بروزگار داود و سلیمان علیهما السلام و لقد أخذنا آل فرعون بالسنین ای بالقحط و الجدب یقال اسنت القوم اذا اجدبوا قال الشاعر عمروا العلی هشموا الثرید لقومه و رجال مکة مسنتون عجاف عرب قحط را سنة خوانند که بیشتر آن بود که از سالی کمتر نبود و در دعاء مصطفی است علیه الصلاة و السلام بر مشرکان مکه اجعلها علیهم سنین کسنی یوسف و درین آیت بجمع گفت بالسنین از بهر آنکه ایشان سالها در آن قحط بودند قیل کان سبع سنین و نقص من الثمرات یعنی حبس المطر عنهم فنقص ثمارهم قال قتاده بالسنین لأهل البوادی و اصحاب المواشی و نقص من الثمرات لأهل القری و الامصار لعلهم یذکرون فینتبهون و یرجعون عن عبد الله بن شداد قال فقد معاذ بن جبل او سعد بن معاذ رسول الله صلی الله علیه و سلم فوجده قایما یصلی فی الحرة فتنحنح فلما انصرف قال یا رسول الله رأیتک صلیت صلاة لم تصل مثلها قال صلیت صلاة رغبة و رهبة سألت ربی فیها ثلاثا فأعطانی ثنتین و منعنی واحدة سألته ان لا یهلک امتی جوعا ففعل ثم قرأ و لقد أخذنا آل فرعون بالسنین الایة و رسالته ان لا یسلط علیهم عدوا من غیرهم ففعل ثم قرأ هو الذی أرسل رسوله بالهدی الایة و سألته أن لا یجعل بأسهم بینهم فمنعنی ثم قرأ قل هو القادر علی أن یبعث علیکم عذابا من فوقکم الایة ثم قال لا یزال هذا الدین ظاهرا علی من ناوأهم فإذا جاءتهم الحسنة ای الخصب و النعمة و العافیة و الامن قالوا لنا هذه و نحن اهلها و مستحقوها و إن تصبهم سییة ای قحط و الم و خوف یطیروا ای یتشاءموا بموسی و من معه سعید بن جبیر گفت چهارصد سال در ملک فرعون بود و تا موسی نیامد وی را هیچ رنج و اندوه نبود و هیچ گرسنگی و بی کامی و هیچ درد و بیماری نبود و اگر بودی همانا که دعوی خدایی نکردی پس چون موسی آمد و آن رنجها و بیمها دید و بوی قحط رسید گفت این از شومی موسی است و قوم او و گفته اند فإذا جاءتهم الحسنة این حسنه مهلت است که میان هر دو عذاب میخواستند و ایشان را مهلت میدادند که باز کفر گشتند الله با عذاب گشت همانست که گفت و بلوناهم بالحسنات و السییات سییات طوفان است و جراد و قمل و ضفادع و دم و حسنات مهلت ها است در میان آن قالوا لنا هذه هر گه که ایشان را مهلت دادند گفتند حق ما و سزای ما اینست و إن تصبهم سییة و چون بایشان رسیدی از آن عذابهای بد از طوفان و جراد و غیر آن یطیروا بموسی و من معه تشدید بر طا از بهر تاء نهانی است که اصل یتطیروا است و طیرة فال بد گرفتن است و آن آن بود که فال بد میگرفتند بموسی و قوم او می گفتند تا موسی بما آمد دو گروهی پدید آمد و آن طوفان و غیر آن همه از شومی موسی میدیدند رب العزة گفت ألا إنما طایرهم عند الله این را دو معنی است یکی آنست که السییة التی یطیروا بها هی کانت من عند الله آن بد که به ایشان رسید آن از نزدیک خدای بود از شومی موسی نبود دیگر معنی آنچه ایشان آن را شوم می شمارند آن شومی ایشان نزدیک خدای بجای است یعنی عذاب آتش و عقوبت جاودان و قیل شومهم جاءهم بکفرهم بالله و لکن أکثرهم لا یعلمون ان الذی اصابهم من الله یقال تطیر به ای تشاءم به و اصله ان الرجل اذا خرج فی طلب امر تفأل بالسانح من الطیر و غیره و البارح و سمی ذلک الطیرة قال رسول الله صلی الله علیه و سلم الطیرة شرک قاله ثلاثا و قال العیافة و الطرق و الطیرة من الجبت و عن ابن عباس قال کان رسول الله یتفأل و لا یتطیر و کان یحب الاسم الحسن و یروی انه قال ص لا طیرة و خیرها الفال قالوا و ما الفال قال الکلمة الصالحة یسمعها احدکم و قالوا مهما ای کلما و متی ما تاتنا به من آیة قبطیان گفتند بموسی هر گه که بما آری و هر چه آری بما از نشانی یا پیغامی لتسحرنا بها تا ما را بفریبی بآن و در ما شبهت افکنی تا از دین فرعون برگردانی ما بنخواهیم گرویدن و این آن بود که از موسی آیات میخواستند چون آیات بیاوردی و معجزات بنمودی ایشان گفتندی هذا سحر این جادویی است که تو آوردی خواهی که باین سحر ما را از دین خود برگردانی و فی مهما قولان احدهما ان اصله ماما فأبدل من الالف الاول الهاء لیختلف اللفظ فیکون ما الاولی للجزاء و الثانیة لتأکید الجزاء و لیس شی ء من حروف الجزاء الا و ما یزاد فیه مثل ان ما و متی ما و القول الثانی اصله مه بمعنی کف ضمت الیها ما الجزاء کانهم قالوا اکفف ما تأتنا به من آیة یقول ای شی ء جیتنا به لتسحرنا بها فما نحن لک بمؤمنین پس موسی بر ایشان دعا کرد و رب العالمین عذاب طوفان و غیر آن بر ایشان فرو گشاد اینست که رب العالمین گفت فأرسلنا علیهم الطوفان ابن عباس گفت طوفان باران عظیم است که از آن سیل صعب خیزد و دیار و وطن خراب کند و مردم را غرق کند وهب گفت طوفان طاعون است و وبا که بر ابکار آل فرعون فرو گشادند تا یکی از ایشان نماند و به قال عطاء و مجاهد و روت عایشة ان النبی صلی الله علیه و سلم قال الطوفان الموت ابو قلابه گفت آبله بود که در ایشان پدید آمد و پس ایشان در خلق بماند و الجراد هو المعروف ذکر ان الله عز و جل خلق آدم بعد الخلق کله فلم یخلق الله بعد آدم الا الجراد خلقه من فضلة فضلت من طینه و القمل و هو السوس الذی یخرج من الحنطة و قیل هو البرغوث و قیل هو الدبا و هو صغار الجراد لا اجنحة لها و قیل نوع من القراد و قیل هو القمل و کذلک قراءة الحسن و الضفادع جمع ضفدع و هو المعروف روی عکرمة عن ابن عباس قال کانت الضفادع بریة فلما ارسلها الله تعالی علی آل فرعون سمعت و اطاعت فجعلت تقذف نفسها فی القدر و هی تغلی و فی التنانیر و هی تفور فأثابها الله تعالی بحسن طاعتها برد الماء و جعل نقیقها التسبیح قال النبی صلی الله علیه و سلم لا تقتلوا الضفادع فان نقیقها الذی تسمعون تسبیح و روی انها کانت تنقل الماء الی ابراهیم حین القی فی النار و قال سلیمان علیه السلام ان الضفدع یقول سبحان المذکور بکل مکان المعبود فی لجج البحار و الدم فکانوا لا یتناولون الطعام و لا یشربون شرابا الا کان فیه دم و قیل هو الرعاف آیات مفصلات ای مبینات متتابعات بعضها علی اثر بعض و قیل منفصلات بین کل آیتین ثلاثون یوما اما صفت تنزیل این آیات و تفصیل آن بقول ابن عباس و ابن جبیر و قتاده و ابن یسار آنست که چون سحره ایمان آوردند و فرعون مقهور و مغلوب گشت قبطیان و کسان فرعون با فرعون از حق سر وا زدند و جز طغیان و کفر نیفزودند و موسی معجزه خویش در عصا و ید بیضا بایشان نمود و ایشان نپذیرفتند و آن دو آیت دیگر سنین و نقص ثمرات روزگاری بر ایشان گماشتند و در ایشان اثر نکرد و از باطل و بیهوده خود برنگشتند موسی پس از آن دعا کرد گفت بار خدایا این فرعون گزاف کار و تباه کار در ضلالت و غوایت و کفر خویش سر در نهاده و نقض عهد کرده و از حق برگشته برگمار بر وی عذابی و عقوبتی که وی را و قوم وی را نقمت بود و بنی اسراییل را موعظت و جهانیان را تا بقیامت عبرت رب العالمین دعاء موسی اجابت کرد و طوفان فرو گشاد بر ایشان از روز شنبه تا بشنبه باران از آسمان می آمد در خانه ها و کشت زار ایشان می شد کشتها تباه میکرد و خانه ها خراب و از آن یک قطره در خانه های بنی اسراییل نیفتاد و موسی و قوم وی را از آن هیچ رنج نبود اما فرعونیان را چندان آب در خانه ها جمع آمد که خانه ها و هر چه در آن بود همه خراب گشت و تباه و آن گه آب تا بسینه ها و گردنهاشان برآمد و بر شرف هلاک بودند بموسی نالیدند و فریاد کردند که یا موسی اگر این طوفان از ما باز داری بتو ایمان آریم موسی دعا کرد تا باران وا ایستاد و زمین خشک گشت و هوا خوش شد و کشت زار را ریع بیفزود و صحرا مرغزار پر گیاه و پر نعمت گشت ایشان آن راحت و نعمت دیدند گفتند این خود در خور ما بود و تمامی کار ما و ما خود نمیدانستیم هم چنان سر به بی راهی و شوخی در نهاده و از حق اعراض کرده تا یک ماه برآمد پس رب العالمین لشکر ملخان بایشان فرستاد تا هر چه بود از درختها و میوه ها و کشتها همه بخورد و آن گه روی بخانه های ایشان باز کرد و هر چه بود از چوبها در سقفها و در خانه ها و جامه ها پاک بخورد تا مسمارهای آهنین و حلقه ها که بر درها بود هیچ بنگذاشت و از آن ملخان یکی در خانه های بنی اسراییل نشد و از ایشان هیچیز نخورد هفت روز درین عذاب بودند از شنبه تا بشنبه پس بانگ برآوردند و زینهار خواستند موسی را گفتند اگر این ملخان از ما باز کنی بتو ایمان آریم موسی دعاء کرد تا رب العزة بادی عاصف فرو گشاد تا آن ملخان به یک بار برگرفت و بدریا افکند چنان که یک ملخ در زمین مصر بنماند ایشان درنگرستند بقایای زروع و ثمار اندکی بر جای دیدند بقدر کفایت یک ساله گفتند امسال ما را این تمام است باری دین خود بنگذاریم و از آنچه بودیم بنگردیم یک ماه در عافیت بودند پس فرمان آمد بموسی از حق جل جلاله و عم نواله رو بآن تل ریگ عظیم در آن صحرا که آن را عین الشمس گویند و عصا در آن زن تا عجایب بینی موسی رفت و عصا بر آن تل ریگ زد چندان قمل از آن ریگ برخاست که زمین و در و دیوار پوشیده گشت درآمدند و هر چه دیدند پاک بخوردند و در مردمان ایشان افتادند موی ایشان میخوردند و پوست ایشان میکندند تا بر سرهاشان مویی نماند و نه بر روی و نه ابرو و نه مژگان چشم و یکی از ایشان چون خواست که لقمه ای در دهن نهد تا بدهن رسیده بودی هزاران قمل در آن افتاده و هم چنان در دهن می افتادند یک هفته درین بلا و عذاب بماندند و آن گه بنالیدند بموسی که انا نتوب و لا نعود این یک بار از کفر باز گردیم و توبه کنیم و نیز شوخی نکنیم موسی دعا کرد تا رب العزة آن عذاب از ایشان برداشت و آن قمل همه بیکبار مرده گشتند و بادی عظیم برآمد و آن زمین از ایشان پاک کرد فرعونیان هم چنان بسر عمل خبیث خود باز شدند و گفتند عظیم جادویی که موسی است که از میان ریگ جانوران و خورندگان بیرون می آرد چون یک ماه برآمد ضفادع در میان ایشان پدید آمدند چنان که همه سرای و خانه و کوی ایشان از آن پر گشت یکی از ایشان بخفتی چون از خواب درآمدی در میان ضفادع چنان بودی که نتوانستی برخاستن و حرکت کردن دیگ بر آتش نهادندی دیگ پر شدی چون یکی خواستی که سخن گوید پیش از آنکه سخن گفتی ضفدع در دهن وی جستی هفت روز درین بلا بودند از شنبه تا بشنبه پس دیگر بار بموسی آمدند و فریاد کردند و عهد بستند که این بار وفا کنند و عهد نشکنند موسی دعا کرد تا رب العزة باران فرستاد و از آن سیلی عظیم برخاست و آن ضفادع را همه فرا پیش گرفت و بدریا راند ایشان گفتند بخشم که موسی بیش از این که کرد با ما چه تواند کرد و بیش ازین چه تواند خواست نه ایمان آوردیم بوی و نه هرگز بر آنیم که بوی ایمان آریم یک ماه برآمد پس رب العالمین آبهای ایشان خون گردانید چنان شد که یکی از ایشان آب در دست میکرد بر دست وی خون میشد و مرد قبطی و مرد اسراییلی هر دو از یک کوزه آب میخوردند اسراییلی میخورد آب بود قبطی میخورد خون بود اسراییلی آب در دهن خود گرفتی از دهن خود در دهن قبطی ریختی تا در دهن اسراییلی بود آب بود چون در دهن قبطی شدی خون گشتی چون رنج و عذاب و بلاء ایشان بغایت رسید بفرعون نالیدند و فرعون موسی را گفت ادع لنا ربک فذلک قوله عز و جل و لما وقع علیهم الرجز ای العذاب من الطوفان و ما بعده قالوا یا موسی ادع لنا ربک بما عهد عندک ای بما امرک و تقدم الیک ان تدعوه فنجیبک کما اجابک فی آیاتک و قیل بما جعل لک من النبوة ای موسی خداوند خود را خوان چنان که تو را فرموده که او را خوان ترا اجابت کند و گفته اند معنی آنست که ای موسی خداوند خود را خوان و از وی خواه بآن پیمان که او را است بنزدیک تو از بهر ما و آن پیمان آن بود که هر گه که ایمان آرید من عذاب باز برم یعنی که اکنون میخواهیم که عذاب باز برد تا ایمان آریم اینست که گفت لین کشفت عنا الرجز لنؤمنن لک و لنرسلن معک بنی إسراییل پس رب العالمین گفت فلما کشفنا عنهم الرجز چون باز بردیم از ایشان آن عذاب إلی أجل هم بالغوه إذا هم ینکثون یعنی ضربوا اجلا لایمانهم فلما جاء الاجل نکثوا عهودهم و لم یؤمنوا و قیل الی اجل هم بالغوه الغرق و قیل الموت عن عامر بن سعد بن ابی وقاص عن ابیه أنه سمعه یسأل اسامة بن زید اسمعت من رسول الله صلی الله علیه و سلم فی الطاعون فقال اسامة بن زید قال رسول الله ص الطاعون رجز ارسل علی بنی اسراییل او علی من کان قبلکم فاذا سمعتم به بأرض فلا تقدموا علیه و اذا وقع بأرض و انتم بها فلا تخرجوا فرارا منه فانتقمنا منهم انتقام در صفات خداوند جل جلاله رواست اما در انتقام از حقد پاک است بخلاف مخلوق چنان که در غضب از ضجر پاک است و در صبر از عجز پاکست فانتقمنا منهم ای انتصرنا و سلبنا نعمتهم بالعذاب و عاقبناهم علی سوء فعلهم فأغرقناهم فی الیم و هو البحر بأنهم کذبوا بآیاتنا ای بسبب تکذیبهم آیاتنا و حملهم ایاها علی العادات و علی السحر و کانوا عنها غافلین ای عن النقمة و قیل عن الادیات اذ کانوا لا یعتبرون بها

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.