۲- آیات ۱۳ تا ۱۹
S Safi
0
Altın Yaprak
إن الأبرٰار لفی نعیم ۱۳ و إن الفجٰار لفی جحیم ۱۴ یصلونهٰا یوم الدین ۱۵ و مٰا هم عنهٰا بغٰایبین ۱۶ و مٰا أدرٰاک مٰا یوم الدین ۱۷ ثم مٰا أدرٰاک مٰا یوم الدین ۱۸ یوم لاٰ تملک نفس لنفس شییا و الأمر یومیذ للٰه ۱۹
بدرستی که نیکوکارانند در نعیم ۱۳ و بدرستی که بدکارانند در دوزخ ۱۴ در آیند در آن روز جزا ۱۵ و نباشند آنها از آن غایبان ۱۶ و چه چیز دانا کرد ترا که چیست روز جزا ۱۷ پس چه چیز دانا کرد ترا که چیست روز جزا ۱۸ روزی که مالک نباشند نفسی برای نفسی چیزی را و فرمان روزی چنین مر خدا راست ۱۹
در بهشت ابرار اندر نعمتند
فاجران در دوزخ اندر محنتند
یوم دین در دوزخ آیند از یقین
نیستند از دوزخ ایشان غایبین
تو چه دانی چیست تا روز حساب
چیست پس روز حساب ای ذو لباب
باشد آن روزی که نفسی مالک او
نیست بر نفسی به چیزی یک تسو
تا رساند نفع و سازد دفع ضر
هر کسی یابد ز کشت خویش بر
حکم و فرمان مر خدا را هست پس
بر عذاب و عفو در آن روز و بس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş