۲ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی إن الذین جاؤ بالإفک ایشان که این دروغ بزرگ آوردند عصبة منکم گروهی از شما لا تحسبوه شرا لکم مپندارید که آن بتر بود شما را بل هو خیر لکم که آن بهتر بود شما را لکل امری منهم هر مردی را از ایشان ما اکتسب من الإثم پاداش آنچه کرد از بدو گفت از دروغ و الذی تولی کبره منهم و آن مرد که بپذیرفت و بر دست گرفت مهینه آن کار و برزیدن آن قصه از ایشان له عذاب عظیم ۱۱ او راست عذابی بزرگ
لو لا إذ سمعتموه چرا نه آن گاه که این سخن شنیدید ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیرا مؤمنان و مؤمنات بخویشتن خویش و مادر خویش و همدینان خویش ظن نیک بردندی آن پنداشت و آن ظن که بمادر خویش برند و بهمدینان خویش و قالوا هذا إفک مبین ۱۲ و چرا نگفتند این دروغی است بزرگ و آشکارا
لو لا جاؤ علیه بأربعة شهداء چرا بر آنچه گفتند چهار گواه نیاوردند فإذ لم یأتوا بالشهداء اکنون که گواهان نیاوردند فأولیک عند الله هم الکاذبون ۱۳ ایشان نزدیک خدا دروغزنانند
و لو لا فضل الله علیکم و رحمته فی الدنیا و الآخرة و اگر نه فضل خدا بودی بر شما و بخشایش او درین جهان و در آن جهان لمسکم فیما أفضتم فیه عذاب عظیم ۱۴ بشما رسیدی در آنچه پیش می بردید و میراندید آن سخن عذابی بزرگ
إذ تلقونه بألسنتکم آن گه که از دهن یکدیگر فرا می ستدید بر زبانهای خویش و تقولون بأفواهکم ما لیس لکم به علم و می گفتید بدهنهای خویش چیزی که نمی دانستید که آن چیست و تحسبونه هینا و می پنداشتید که چیزی اندک است و کاری سهل سبک و هو عند الله عظیم ۱۵ و آن بنزدیک خدای سخنی بود بزرگ
و لو لا إذ سمعتموه و چرا نه آن گاه که این سخن شنیدید قلتم ما یکون لنا أن نتکلم بهذا گفتید نرسد ما را نیاید و نه سزد ما را که در سخن آریم این دروغ را سبحانک هذا بهتان عظیم ۱۶ پاکا خداوندا این دروغی بزرگ است ناتواند بود
یعظکم الله پند میدهد الله شما را أن تعودوا لمثله أبدا إن کنتم مؤمنین ۱۷ که با چنین سخن گردید هرگز اگر گرویدگانید
و یبین الله لکم الآیات و پیدا میکند الله شما را بسخنان خویش نشانهای پسند خویش و الله علیم حکیم ۱۸ و الله داناست پاک دانش راست دان
إن الذین یحبون ایشان که می دوست دارند أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا که آشکار گردد و پدید آید در میان گرویدگان زشت نامی و زشت کاری لهم عذاب ألیم فی الدنیا و الآخرة ایشان راست عذابی دردناک درین جهان و در آن جهان و الله یعلم و أنتم لا تعلمون ۱۹ و الله داند و شما ندانید
و لو لا فضل الله علیکم و رحمته و گر نه فضل خدای و رحمت او بودی و أن الله رؤف رحیم ۲۰ و آنچه الله سخت مهربانست و بخشانیده
یا أیها الذین آمنوا ای ایشان که بگرویده اند لا تتبعوا خطوات الشیطان بر پی دیو مایستید و من یتبع خطوات الشیطان و هر که در پی دیو رود فإنه یأمر بالفحشاء و المنکر دیو او را بزشتکاری فرماید و ناپسند و لو لا فضل الله علیکم و رحمته و گرنه فضل الله بودی بر شما و بخشایش او ما زکی منکم من أحد أبدا از شما هیچکس هنری نیامدی و پاک و خدای را یکتا شناس و لکن الله یزکی من یشاء لکن الله پاک میکند او را که خواهد و الله سمیع علیم ۲۱ و الله شنواست دانا
و لا یأتل أولوا الفضل منکم و السعة مبادا که سوگند خوراد یا سستی کناد خداوندان فضل از شما و خداوندان دستگاه و توان أن یؤتوا أولی القربی که چیزی دهند خویشاوندان را و المساکین و المهاجرین فی سبیل الله و درویشان و هجرت کنندگان از بهر خدای و لیعفوا و لیصفحوا و ایدون باد که در گذارند و از پاداش رو گردانند أ لا تحبون أن یغفر الله لکم دوست ندارید که بیامرزد خدای شما را و الله غفور رحیم ۲۲ و الله آمرزگارست و بخشاینده
إن الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات ایشان که می دشنام دهند آزاد زنان پاکان را و از بدی و بدان ناآگاهان را لعنوا فی الدنیا و الآخرة لعنت بر ایشان درین جهان و در ان جهان و لهم عذاب عظیم ۲۳ و ایشانراست عذابی بزرگ
یوم تشهد علیهم ألسنتهم آن روز که گواهی دهد بر ایشان زبانهای ایشان و أیدیهم و أرجلهم و دستها و پایهای ایشان بما کانوا یعملون ۲۴ بآنچه میکردند
یومیذ یوفیهم الله دینهم الحق آن روز آنست که تمام بایشان گزارد آن خدای بسزا پاداش ایشان بسزا و یعلمون أن الله هو الحق المبین ۲۵ و فردا بدانند که الله است براستی خدای و بخدایی سزا و خدایی را آشکارا
الخبیثات للخبیثین سخنان پلید مردان پلید را سزاست و الخبیثون للخبیثات و مردان پلید سخنان پلید را اندو ایشان سزااند که آن را گویند و الطیبات للطیبین و سخنان پاک مردان پاک را سزاست و الطیبون للطیبات و مردان پاک سخنان پاک را اندو آن ایشان را سزد أولیک مبرؤن مما یقولون ایشان بی گناهند و پاک بگواهی الله از آنچه میگویند
لهم مغفرة و رزق کریم ۲۶ ایشانراست آمرزش و روزی آزاده بی رنج نیکو یا أیها الذین آمنوا ای ایشان که بگرویدند لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم در هیچ خانه مروید مگر در خانه های خویش حتی تستأنسوا تا آن گه که بر رسید که هیچ مردم هست و تسلموا علی أهلها و در هیچ خانه مروید تا پیش سلام نکنید بر اهل آن ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون ۲۷ آن به است شما را تا مگر پند پذیرید
فإن لم تجدوا فیها أحدا اگر در آن خانه کسی نیابید فلا تدخلوها حتی یؤذن در مروید در آن تا آن گه که شما را دستوری دهند و إن قیل لکم ارجعوا و اگر شما را گویند باز گردید فارجعوا هو أزکی لکم باز گردید این چه شما را گفتم شما را به و این پسندیده تر و پاک تر و الله بما تعملون علیم ۲۸ و خدای بآنچه میکنید دانا است
لیس علیکم جناح بر شما ننگی نیست أن تدخلوا بیوتا غیر مسکونة که در خانه هایی روید و جایهایی بگذاشته بی نشیننده در آن فیها متاع لکم که شما را در آن حاجتی بود و نفعی و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون ۲۹ و الله میداند آشکارای کار شما که میکنید و نهان که در دل میدارید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş