۲۳- آیات ۸۱ تا ۸۴
S Safi
0
Altın Yaprak
فخسفنٰا به و بدٰاره الأرض فمٰا کٰان له من فیة ینصرونه من دون اللٰه و مٰا کٰان من المنتصرین ۸۱ و أصبح الذین تمنوا مکٰانه بالأمس یقولون ویکأن اللٰه یبسط الرزق لمن یشٰاء من عبٰاده و یقدر لو لاٰ أن من اللٰه علینٰا لخسف بنٰا ویکأنه لاٰ یفلح الکٰافرون ۸۲ تلک الدٰار الآخرة نجعلهٰا للذین لاٰ یریدون علوا فی الأرض و لاٰ فسٰادا و العٰاقبة للمتقین ۸۳ من جٰاء بالحسنة فله خیر منهٰا و من جٰاء بالسییة فلاٰ یجزی الذین عملوا السییٰات إلاٰ مٰا کٰانوا یعملون ۸۴
پس فرو بردیم او را و خانه اش را بزمین پس نبود او را بهیچ گروهی که یاری کنند او را از غیر خدا و نبود از نصرت یافتگان ۸۱ و بامداد نمودید آنان که آرزو کردند مرتبه اش را در دیروز می گفتند آیا نمی دانی یا بتحقیق که خدا گشاده می گرداند روزی را برای آنکه از بندگانش و تنگ می گرداند اگر نه آن بود که منت نهاد خدا بر ما هر آینه فرو برده بود ما را آیا نمی دانی که رستگار نمی شوند کافران ۸۲ این است سرای آخرت می گردانیم آن را از برای آنان که نمی خواهند تفوقی در زمین و نه فسادی و انجام نیک برای پرهیزکارانست ۸۳ آنکه آورد خوبی را پس مر او راست بهتر از آن و آنکه آورد بدی را پس جزا داده نمی شود آنان که کردند بدیها را جز آنچه هستند که می کنند ۸۴
پس فرو بردیم او را از کمین
با سرا و گنج و مالش در زمین
پس گروهی هیچش از یاران نبود
تا که بتوانند از او یاری نمود
یا عذابی را از او دارند باز
دون آن قدرت نمای کار ساز
هم نبود او تا ز موسی در مقام
زآنچه با او کر د بکشد انتقام
یا نبد زآنان که بتواند نمود
از خود او دفع عذابی در حدود
صبح کردند آن کسان که روز پیش
حسرت قارونشان می بود بیش
ویکأن الله بگفتند از عجب
این کلام است از تعجب در عرب
می گشاید بر عبادش رزق تنگ
می نماید چونکه خواهد بی درنگ
گر نبودی آن که حق منت نهاد
خود به ما که مال دنیامان نداد
در زمین بردند هم ما را فرو
منتی باشد خود این بر ما از او
می نماید بر صواب این حال و کار
که نگردند اهل کفران رستگار
یا کسی کو نگرویده بر خدای
رستگاری نیستش در دو سرای
این است دار آخرت و اندر نشان
ما بگردانیم بهر آن کسان
می نخواهند آن کسان اندر یقین
کبر و افساد و علوی در زمین
هست انجام پسندیده و نکو
از برای اهل تقوی جمله زو
هر که آید خصلتی را بر نکو
بهتر از آن در جزاء باشد بر او
وآنکه کار بد کند آید به پیش
هم مر او را مثل آنچه کرده خویش
چون ز مکه مصطفی ص هجرت نمود
شوق مولود در دلش افزوده بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş