۳- آیات ۲۲ تا ۳۹

S Safi
0 Altın Yaprak
احشروا الذین ظلموا و أزوٰاجهم و مٰا کٰانوا یعبدون ۲۲ من دون اللٰه فاهدوهم إلیٰ صرٰاط الجحیم ۲۳ و قفوهم إنهم مسؤلون ۲۴ مٰا لکم لاٰ تنٰاصرون ۲۵ بل هم الیوم مستسلمون ۲۶ و أقبل بعضهم علیٰ بعض یتسٰاءلون ۲۷ قٰالوا إنکم کنتم تأتوننٰا عن الیمین ۲۸ قٰالوا بل لم تکونوا مؤمنین ۲۹ و مٰا کٰان لنٰا علیکم من سلطٰان بل کنتم قوما طٰاغین ۳۰ فحق علینٰا قول ربنٰا إنٰا لذٰایقون ۳۱ فأغوینٰاکم إنٰا کنٰا غٰاوین ۳۲ فإنهم یومیذ فی العذٰاب مشترکون ۳۳ إنٰا کذٰلک نفعل بالمجرمین ۳۴ إنهم کٰانوا إذٰا قیل لهم لاٰ إلٰه إلا اللٰه یستکبرون ۳۵ و یقولون أ إنٰا لتٰارکوا آلهتنٰا لشٰاعر مجنون ۳۶ بل جٰاء بالحق و صدق المرسلین ۳۷ إنکم لذٰایقوا العذٰاب الألیم ۳۸ و مٰا تجزون إلاٰ مٰا کنتم تعملون ۳۹ جمع کنید آنان را که ستم کردند و اصنافشان را و آنچه بودند که پرستیدند ۲۲ از غیر خدا پس دلالت کنید ایشان را براه دوزخ ۲۳ و باز دارید ایشان را بدرستی که ایشانند پرسیده شدگان ۲۴ چیست شما را که یاری یکدیگر نمی کنید ۲۵ بلکه ایشانند آن روز انقیاد نمایندگان ۲۶ و روی آورند بعضیشان بر بعضی می پرسند از یکدیگر ۲۷ گفتند بدرستی که شما بودید که می آمدید از راست یعنی از راه خیرخواهی ۲۸ گفتند بلکه نبودید مؤمنان یعنی باختیار خود ۲۹ و نبود مر ما را بر شما هیچ تسلطی بلکه بودید گروهی زیاده روان ۳۰ پس ثابت شد بر ما سخن پروردگار ما بدرستی که ماییم هر آینه چشندگان ۳۱ پس گمراه کردیم شما را بدرستی که ما بودیم گمراهان ۳۲ پس بدرستی که ایشان روزی چنین در عقوبت انبازانند ۳۳ بدرستی که ما چنین می کنیم با گناهکاران ۳۴ بدرستی که ایشان بودند چون گفته شد مر ایشان را که نسبت الهی جز خدا سرکشی می کردند ۳۵ و می گفتند آیا ما ترک کنندگانیم آلهانمان را برای شاعری دیوانه ۳۶ بلکه آمد بحق و تصدیق نمود مرسلان را ۳۷ بدرستی که شمایید هر آینه چشندگان عذاب پر درد ۳۸ و جزا داده نمی شوند جز آنچه بودید که می کردید ۳۹ پس ملایک را نداء آید به سمع که کنید اهل ستم را جمله جمع هم تبع و ازواجشان در رستخیز وآنچه جز حق می پرستیدند نیز جمع چون گشتند بنمایند راه پس به راه دوزخ ایشان را به گاه بازشان دارید دیگر بر سیوال زآنکه مسیولند ایشان لامحال مر شما را چیست گویند ای حشر نیست یاری همچنان از یکدگر نیست ایشان را جواب از چند و چون بل بوند امروز خود مستسلمون بعض روی آرند بر بعض دگر می بپرسند از هم از عجز آن حشر غاویان با مغویان گویند گاه که شما کردید اغوامان ز راه آمدید اغوای ما ر ا از یمین با قسم یعنی که نبود حق جز این مغویان گویندشان نبود چنین قومنا بل لم تکونوا مؤمنین در ره اعنی خود نبودید آن زمان کرده باشد تا کسی گمراهتان بر شما ما را نبد سلطانی ای بل به طغیان خود بدید ارزانی ای قول رب ما به ما پس گشت راست نک چشنده از عذابیم و بجاست پس کنند ایشان به اغواء اعتراف که ز ره دادیمتان ما انحراف زآنکه هم خود ما ز گمراهان بدیم غافل از حق تابع شیطان بدیم پس بوند آن روز جمله در عذاب مشترک باشند با هم ز انتساب مجرمان را ما دهیم اینسان جزا نیست بی پاداش فعلی نزد ما إنهم کانو ا إذا قیل لهم لا اله الا االله آن بی اشتلم بود استکبار ایشان را به چند زین کلام صدق پاک دل پسند کز کلام شاعری مجنون کنیم ترک معبودان خود این چون کنیم نیست اینسان بل محمدص عقل کل بالحق آمد کرد تصدیق رسل یعنی آورد او به ایشان آنچه را که به آن بودند مبعوث انبیا ایها القوم إنکم لذآیقوا از عذاب دردناک از آن عتو نی جزاء داده شوید الا بر آن که عمل کردید در دار جهان

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.