۴- آیات ۲۴ تا ۳۱
S Safi
0
Altın Yaprak
قٰال رب السمٰاوٰات و الأرض و مٰا بینهما إن کنتم موقنین ۲۴ قٰال لمن حوله أ لاٰ تستمعون ۲۵ قٰال ربکم و رب آبٰایکم الأولین ۲۶ قٰال إن رسولکم الذی أرسل إلیکم لمجنون ۲۷ قٰال رب المشرق و المغرب و مٰا بینهمٰا إن کنتم تعقلون ۲۸ قٰال لین اتخذت إلٰها غیری لأجعلنک من المسجونین ۲۹ قٰال أ و لو جیتک بشی ء مبین ۳۰ قٰال فأت به إن کنت من الصٰادقین ۳۱
گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست اگر هستید یقین کنندگان ۲۴ گفت مر آنان را که بودند پیرامونش آیا نمی شنوید ۲۵ گفت پروردگار شما و پروردگار پدران شما که پیشینیانند ۲۶ گفت بدرستی که رسول شما که فرستاده شد بسوی شما هر آینه دیوانه است ۲۷ گفت پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در میان آن دوست اگر هستید که می یابید بعقل ۲۸ گفت هر آینه اگر فرا گرفتی الهی جز من هر آینه خواهم گردانید ترا البته از زندان کرده شدگان ۲۹ گفت آیا اگر چه آورم تو را چیزی روشن ۳۰ گفت پس بیاور آن را اگر هستی از راست گویان ۳۱
گفت آن کو خالق ارض و سماست
وآنچه در مابینشان از ماسوی است
گر شما هستید هیچ از موقنین
عالمید اعنی به اشیاء در یقین
گفت با آنانکه دور او بدند
نشنوید آیا چه گوید مرد و چند
پرسم اعنی من ز وی از اصل شیء
او دهد بر من جواب از فعل وی
کرد نی موسی به قولش التفات
گفت آن پروردگاری که به ذات
آفریده است او شما را در یقین
هم پدرهاتان که بودی پیش از این
می نبود اعنی که فرعون آن زمان
تا که باشد خالق آبایتان
پس همان کس که شما را خالق است
خالق آبایتان در سابق است
گفت مر فرعون قوم خویش را
این فرستاده است مجنون بر شما
بنگرید او را که ندهد در خطاب
با سیوال ما مطابق یک جواب
ملتفت بر وی نشد موسی دگر
گفت باز از بهر تأکید نظر
رب شرق و غرب و مابین آنچه هست
از خرد دارید چیزی گر به دست
نزد عاقل کو بود باریک بین
خود جوابی بر شما نبود جز این
زآنکه کس از کنه ذات آگاه نیست
عقل را بر فهم ذاتش راه نیست
ذات حق باشد منزه زآنکه کس
باشدش فهم حقیقت دسترس
ماند فرعون از جواب او فرو
گفت از قهر و غضب مانا به او
که اگر گیری خدایی غیر من
حکم بر سجنت نمایم بی سخن
گفت در زندان کنی آیا مرا
گرچه آرم حجتی روشن هلا
تا که آن باشد گواه قول من
هم دلیل صنع حی ذوالمنن
کرد استبعاد از آن گفتا کجاست
پس بیار آن را اگر گویی تو راست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş