۵- آیات ۲۲ تا ۲۶

S Safi
0 Altın Yaprak
و لاٰ یأتل أولوا الفضل منکم و السعة أن یؤتوا أولی القربیٰ و المسٰاکین و المهٰاجرین فی سبیل اللٰه و لیعفوا و لیصفحوا أ لاٰ تحبون أن یغفر اللٰه لکم و اللٰه غفور رحیم ۲۲ إن الذین یرمون المحصنٰات الغٰافلاٰت المؤمنٰات لعنوا فی الدنیٰا و الآخرة و لهم عذٰاب عظیم ۲۳ یوم تشهد علیهم ألسنتهم و أیدیهم و أرجلهم بمٰا کٰانوا یعملون ۲۴ یومیذ یوفیهم اللٰه دینهم الحق و یعلمون أن اللٰه هو الحق المبین ۲۵ الخبیثٰات للخبیثین و الخبیثون للخبیثٰات و الطیبٰات للطیبین و الطیبون للطیبٰات أولٰیک مبرؤن ممٰا یقولون لهم مغفرة و رزق کریم ۲۶ و باید سوگند نخورند صاحبان افزونی از شما و توانگری ندهند بصاحبان قرابت و درماندگان و هجرت کنندگان در راه خدا و باید که درگذرید و عفو کنند آیا دوست نمی دارید که بیامرزد خدا شما و خدا آمرزنده مهربانست ۲۲ بدرستی که آنان که نسبت زنا می دهند بزنان عفیفه بیخبر گروندگان لعنت کرده شدند در دنیا و آخرت و از برای ایشانست عذابی بزرگ ۲۳ روزی که گواهی دهند بر ایشان زبانهاشان و دستهاشان و پاهاشان بآنچه بودند که می کردند ۲۴ روزی چنین تمام می دهد ایشان را خدا جزاشان که حق است و می دانند که خدا اوست حق آشکار ۲۵ پلیدها برای پلیدانست و پلیدان برای پلیدهاست و پاکیزه ها برای پاکانست و پاکان برای پاکیزه ها آن گروه منزه اند از آنچه می گویند مر ایشان راست آمرزش و روزی خوب ۲۶ باید آنکه صاحبان فضل و حال که فزونند از حسب وز ملک و مال نی خورند ایشان قسم بر بینشان نفقه تا ندهند بر خویشانشان یا به درویشان و هجرت کردگان در ره دین و رضای حق چنان داشت خویشی بینوا صدیق داد بوده ز اهل إفک هم آن نامراد خورد سوگند او که تا هرگز دگر نکند از صدقات او را بهره ور آمد این آیت که این سوگند نیست بر رضای حق که غفار و غنی است باید آنکه بگذرد او در مقام روی گرداند همانا ز انتقام دوست آیا می ندارید آنکه هم حق بیامرزد شما را از کرم او بود آمرزگار و مهربان بگذرد زود از خطای مجرمان می کنند آنانکه رمی محصنات محصنات الغافلات المؤمنات یعنی ایشانند غافل از عفاف زآنچه نسبتشان دهند اندر خلاف در دو دنیا دور باشند آن کسان از نکو نامی به رنجی بس گران هستشان یعنی عذابی بس عظیم این سزای هر ستمکار وخیم روزی آن کو بدهد ایشان را بجا مر گواهی خود زبان و دست و پا زآنچه ایشان کرده اند اندر محل ز إفک و قذف و سوء گفتار و عمل بدهد ایشان را حق آن روز از تمام آنچه می باشد سزاوار مقام می بدانند اندر آن روز از یقین سر أن االله هو الحق المبین آن سخنهایی که ناپاک است و بد بر پلیدان و به ناپاکان سزد هم پلیدانند شایان بر مزید بر سخنهایی که زشت است و پلید طیبات آمد ز بهر طیبین طیبون للطیبات است این یقین هر کلام پاک یعنی درخور است آنکه را پاکی به ذات و گوهر است مر مبرا آن گروهند از خطا وز کلامی کآن بود بر ناروا یا به صفوان است راجع این ضمیر هم به ام المؤمنین شمس منیر یعنی آنها هر دو پاکند و بری زآنچه گویند اهل إفک از کافری هستشان آمرزش و رزقی نکو بر سزای آن سخنها رو به رو

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.