۵- آیه ۱۴
S Safi
0
Altın Yaprak
یٰا أیها الذین آمنوا کونوا أنصٰار اللٰه کمٰا قٰال عیسی ابن مریم للحوٰاریین من أنصٰاری إلی اللٰه قٰال الحوٰاریون نحن أنصٰار اللٰه فآمنت طٰایفة من بنی إسرٰاییل و کفرت طٰایفة فأیدنا الذین آمنوا علیٰ عدوهم فأصبحوا ظٰاهرین ۱۴
ای آن کسانی که ایمان آوردید باشید یاوران خدا هم چنان که گفت عیسی پسر مریم مر حواریین را که کیست انصار من بسوی خدا گفتند حواریان که ماییم انصار خدا پس ایمان آوردند گروهی از بنی اسراییل و کافر شدند گروهی پس فیروزی دادیم آنان را که ایمان آوردند بر دشمنانشان پس گردیدند غالبان ۱۴
مؤمنان باشید ز انصار خدا
نصرت دینش دهید اعنی شما
همچنان که عیسی مریم بگفت
با حواری که به نصرت کیست جفت
کیستند انصار من سوی خدا
پس بگفتند آن حواریین که ما
نحن أنصار االله اعنی در طریق
یاورت ماییم و در هر جا رفیق
بر نصارا مشتهر گشتند از این
دو و ده تن بوده اند ایشان یقین
بعد رفع عیسی اندر آسمان
بودشان دعوت بر اسراییلیان
پس ز اسراییلیان قومی صریح
بگرویدند از حواری بر مسیح
فرقه ای گشتند هم کافر به کیش
گشت در تفسیر ذکر آن ز پیش
پس قوی کردیم و غالب بر عدو
آن مسیحی مؤمنان را بی غلو
پس شدند آن مؤمنان غالب همه
بر گروه کافران بی واهمه
در جهاد و در معارک در حروب
یا که در حجت که دور است از عیوب
هر دو برهانند بر وجه جمیل
در مقام خویش شمشیر و دلیل
نطق برهان لیک آن گویاتر است
چون نشد مسموع حجت کیفر است
منت ایزد را که حیدر دودگان
کاهل فقرند و طریقت هر زمان
روز میدان رستم دریا دلند
وقت برهان قلزم بی ساحلند
چونکه امر آید که میدان است و جنگ
چون کند بنگر به موج یم نهنگ
دل مگو دریای جوشان کو به رزم
تن مگو دیوار آهن کو به عزم
شیرهای خفته اندر بیشه ها
برکنند از چنگ و دندان ریشه ها
دیده باشی گرچه بس رزم و نبرد
دیده ای لیکن کجا میدان مرد
نیست نک هنگام میدان و مصاف
تیغ دشمن کش بمان گو در غلاف
هم صفی را سر ز طفلی در کف است
وقت برهان وقت رزم اندر صف است
آنکه در تن جان خود دارد عزیز
نیست مرد راه فقر از وی گریز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş