۱ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان الرحمن ۱ رحمن علم القرآن ۲ در آموخت قرآن خلق الإنسان ۳ بیافرید مردم را علمه البیان ۴ درآموخت به او سخن گفتن و صواب دیدن و باز نمودن الشمس و القمر بحسبان ۵ آفتاب و ماه میروند بشمار و النجم و الشجر یسجدان ۶ و درخت خرد و درخت بزرگ سجود میبرند هر دو الله را و السماء رفعها و آسمان را برداشت و وضع المیزان ۷ و ترازو نهاد ألا تطغوا فی المیزان ۸ از بهر آن تا گزاف کار نبید در ترازو و نکاهید و نه افزایید و أقیموا الوزن بالقسط راست دارید سختن بداد و لا تخسروا المیزان ۹ و زیان منمایید در ترازو و الأرض وضعها للأنام ۱۰ و زمین نهاد جهانیان را فیها فاکهة در آن زمین میوه هاست و النخل ذات الأکمام ۱۱ و خرما بنها خوشها آن در غلاف و الحب ذو العصف و الریحان ۱۲ و دانه با کاه و با آرد و رزق مردم فبأی آلاء ربکما تکذبان ۱۳ بکدام از نعمتها خداوند خویش خداوند خویش را می نااستوار گیرید ای آدمیان و پریان خلق الإنسان من صلصال کالفخار ۱۴ بیافرید مردم را از سفال خام و خلق الجان و بیافرید پری را من مارج من نار ۱۵ از آمیغی از آتش فبأی آلاء ربکما تکذبان ۱۶ بکدام از نعمتهای خداوند خویش خداوند خویش را می نااستوار گیرند رب المشرقین خداوند هر دو برآمد جای آفتاب و رب المغربین ۱۷ و خداوند هر دو فروشد جای آفتاب فبأی آلاء ربکما تکذبان ۱۸ بکدام از نعمتها خداوند خویش خداوند خویش را می نااستوار گیرید مرج البحرین فراهم گذاشت دو دریا یلتقیان ۱۹ هر دو بر هم میرسند بینهما برزخ میان آن دو دریا حاجزی است از قدرت لا یبغیان ۲۰ تا بر یک دیگر زور نتوانند کرد فبأی آلاء ربکما تکذبان ۲۱ یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان ۲۲ می بیرون آید از آن دو دریا مروارید بزرگ و مروارید خرد و بسد فبأی آلاء ربکما تکذبان ۲۳ و له او راست الجوار المنشآت کشتیها ساخته در رفتن فی البحر کالأعلام ۲۴ در دریا چون کوه کوه فبأی آلاء ربکما تکذبان ۲۵ کل من علیها فان ۲۶ هر چه بر زمین است بسر آمدنی است و یبقی وجه ربک و خداوند تو ماند ذو الجلال و الإکرام ۲۷ با شکوه و با بزرگواری با نواخت و نیکوکاری فبأی آلاء ربکما تکذبان ۲۸ یسیله من فی السماوات و الأرض ازو میخواهد هر چه در آسمان و زمین کس است کل یوم هو فی شأن ۲۹ هر روز او در کاری است فبأی آلاء ربکما تکذبان ۳۰ أیه الثقلان ۳۱ ای آدمیان و پریان سنفرغ لکم آری باز پردازیم با شما فبأی آلاء ربکما تکذبان ۳۲ یا معشر الجن و الإنس ای گروه آدمیان و پریان إن استطعتم أن تنفذوا اگر توانید که بیرون شوید تا دور شید من أقطار السماوات و الأرض از کرانی از کرانها آسمان و زمین فانفذوا بیرون شید و دور شید لا تنفذون إلا بسلطان ۳۳ و بیرون نشید مگر بسلطانی و برهانی و حجتی فبأی آلاء ربکما تکذبان ۳۴ یرسل علیکما فرو گشایند بر شما شواظ من نار شاخی آتش بی دود و نحاس و شاخی دود بی آتش فلا تنتصران ۳۵ با هیچکس نتاوید و برنیایید و از کس کین نستانید فبأی آلاء ربکما تکذبان ۳۶ فإذا انشقت السماء آن گه که باز شکافد آسمان فکانت وردة سرخ شود گلگون کالدهان ۳۷ همچون ادیم رنگین یا روغن روز کرد فبأی آلاء ربکما تکذبان ۳۸ فیومیذ لا یسیل عن ذنبه آن روز نپرسند از گناه او کس را جز زو إنس و لا جان ۳۹ نه آدمی نه پری فبأی آلاء ربکما تکذبان ۴۰ یعرف المجرمون بدان و ناگرویدگان را باز شناسند بسیماهم بنشان ایشان فیؤخذ بالنواصی و الأقدام ۴۱ پایها ایشان گیرند و موی سر فبأی آلاء ربکما تکذبان ۴۲ هذه جهنم التی یکذب بها المجرمون ۴۳ اینست دوزخ کافران آن را دروغ زن می گرفتند یطوفون بینها و بین حمیم آن ۴۴ میگردند میان آن و میان آب جوشیده رسیده بغایت فبأی آلاء ربکما تکذبان ۴۵ بکدام از نعمتهای خداوند خویش خداوند خویش را می نااستوار گیرید

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.