۸- آیات ۴۱ تا ۴۷

S Safi
0 Altın Yaprak
و لمن انتصر بعد ظلمه فأولٰیک مٰا علیهم من سبیل ۴۱ إنما السبیل علی الذین یظلمون النٰاس و یبغون فی الأرض بغیر الحق أولٰیک لهم عذٰاب ألیم ۴۲ و لمن صبر و غفر إن ذٰلک لمن عزم الأمور ۴۳ و من یضلل اللٰه فمٰا له من ولی من بعده و تری الظٰالمین لمٰا رأوا العذٰاب یقولون هل إلیٰ مرد من سبیل ۴۴ و ترٰاهم یعرضون علیهٰا خٰاشعین من الذل ینظرون من طرف خفی و قٰال الذین آمنوا إن الخٰاسرین الذین خسروا أنفسهم و أهلیهم یوم القیٰامة ألاٰ إن الظٰالمین فی عذٰاب مقیم ۴۵ و مٰا کٰان لهم من أولیٰاء ینصرونهم من دون اللٰه و من یضلل اللٰه فمٰا له من سبیل ۴۶ استجیبوا لربکم من قبل أن یأتی یوم لاٰ مرد له من اللٰه مٰا لکم من ملجإ یومیذ و مٰا لکم من نکیر ۴۷ و هر آینه آنکه انتقام کشید پس از ظلم او پس آنها نیست بر ایشان هیچ راهی ۴۱ نیست راه مگر بر آنان که ستم می کنند مردمان را و فساد می کنند در زمین بناحق آن گروه است ایشان را عذاب پردرد ۴۲ و هر آینه آنکه صبر کرد و عفو نمود بدرستی که آنست هر آینه از کارهای قوی ۴۳ و آن را که اضلال کرد خدا پس نباشد مر او را هیچ یاوری از بعد آن و بینی ظالمان را که چون بینند عذاب را گویند آیا باشد بسوی بازگشتن هیچ راهی ۴۴ و بینی ایشان را عرض کرده می شوند بران خشوع کنندگان از خواری می بینند بسوی تو از چشمی پنهان و گفتند آنان که ایمان آوردند بدرستی که زیانکاران آنانند که زیان کردند بخودهاشان و کسانشان روز قیامت دانسته باشید که ظالمانند در عذابی پاینده ۴۵ و نباشد مر ایشان را هیچ دوستان که یاری کند ایشان را از غیر خدا و آن را که اضلال کرد خدا پس نباشد مر او را هیچ راهی ۴۶ اجابت کنید مر پروردگارتان را پیش از آنکه آید روزی که نباشد بازگردانیدنی مر او را از خداوند نباشد مر او را هیچ پناهی روزی چنین و نباشد مر شما را هیچ انکاری ۴۷ وآنکه بکشد کینه ز استمکار خود بعد از آن کش ظلمی از ظالم رسد نیست راه آن قوم را پس بر عتاب نیست جز اینکه بود راه عقاب بر کسان که ظلم بر مردم کنند در زمین از حد خود بیرون روند بی ز حق و حجتی پس آن گروه در عذاب دردناکند از وجوه وآنکه بخشید و به ظلمی شد صبور إن ذلک و لمن عزم الأمور یعنی این غفران بود زآن کارها که زند بر قوت ایمان صلا وآن کسی را که گذارد حق فرو نیست زآن پس کارسازی بهر او بینی ای بیننده کاستمکارگان چون ببینند آن عذاب بس گران هست می گویند آیا خود رهی بازگشتن را به دنیا ناگهی تا کنیم از آنچه رفت از ما قصور خود تدارک اندر آن دار الغرور عرض کرده بینی ایشان را شوند بر جهنم بس فروتن بس نژند بنگرند ایشان به آتش در نهان زیر چشم اعنی ز هول و خوف آن مؤمنان گویند إن الخاسرین که زیان کردند ایشان این چنین بر خود و بر اهل خود در رستخیز لایق آتش شدند از بی تمیز می بدانید اینکه استمکارگان هستشان جا در عذابی جاودان نیستشان از دوستان در آن گزند غیر حق تا یار ی از ایشان کنند آنکه را که وانهد بر خود اله پس نباشد بر فلاحش هیچ راه مر اجابت از خدای خود کنید پیش از آن کآید شما را از وعید آن چنان روزی که می نبود از او بازگردیدن در آن از هیچ سو ملجأیی نبود شما را تا شوید ملتجی بر وی در آن روز شدید هم نباشد راه انکاری به پیش تا کنید انکار از اعمال خویش

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.