۸- آیات ۴۷ تا ۵۵

S Safi
0 Altın Yaprak
و إذ یتحٰاجون فی النٰار فیقول الضعفٰاء للذین استکبروا إنٰا کنٰا لکم تبعا فهل أنتم مغنون عنٰا نصیبا من النٰار ۴۷ قٰال الذین استکبروا إنٰا کل فیهٰا إن اللٰه قد حکم بین العبٰاد ۴۸ و قٰال الذین فی النٰار لخزنة جهنم ادعوا ربکم یخفف عنٰا یوما من العذٰاب ۴۹ قٰالوا أ و لم تک تأتیکم رسلکم بالبینٰات قٰالوا بلیٰ قٰالوا فادعوا و مٰا دعٰاء الکٰافرین إلاٰ فی ضلاٰل ۵۰ إنٰا لننصر رسلنٰا و الذین آمنوا فی الحیٰاة الدنیٰا و یوم یقوم الأشهٰاد ۵۱ یوم لاٰ ینفع الظٰالمین معذرتهم و لهم اللعنة و لهم سوء الدٰار ۵۲ و لقد آتینٰا موسی الهدیٰ و أورثنٰا بنی إسرٰاییل الکتٰاب ۵۳ هدی و ذکریٰ لأولی الألبٰاب ۵۴ فاصبر إن وعد اللٰه حق و استغفر لذنبک و سبح بحمد ربک بالعشی و الإبکٰار ۵۵ و هنگامی که منازعه می کنند در آتش پس می گویند ضعیفان مر آنان را که بزرگی کردند بدرستی که ما بودیم مر شما را پیروان پس آیا شما هستیم کفایت کنندگان از ما بهره ای را از آتش ۴۷ گفتند آنان که بزرگی کردند بدرستی که ما همه در آنیم بدرستی که خدا بتحقیق حکم کرد میان بندگان ۴۸ و گفتند آنان که در آتشند مر خازنان دوزخ را بخوانید پروردگارتان را سبک گرداند از ما روزی از عذاب را ۴۹ گفتند آیا نبود که می آمد شما را رسولانتان با بینتها گفتند آری گفتند پس بخوانید و نیست خواندن کافران مگر در گمراهی ۵۰ بدرستی که ما هر آینه یاری کنیم رسولانمان را و آنان که گرویدند در زندگانی دنیا و روزی که ایستاده می شوند شاهدان ۵۱ روزی که سود نمی دهد ظالمان را عذرشان و مر ایشان راست لعنت و مر ایشان راست بدی آن سرای ۵۲ و بحقیقت دادیم موسی را هدایت و بمیراث دادیم بنی اسراییل را آن کتاب ۵۳ هدایتی و پندی مر صاحبان خردها را ۵۴ پس صبر کن بدرستی که وعده خدا حق است و آمرزش خواه مر گناهت را و تسبیح کن بستایش پروردگارت را بشبانگاه و بامداد ۵۵ یاد کن وقتی که در نار احتجاج با هم ایشان می کنند از اعوجاج پس بگویند آن ضعیفان رو به رو در تخاصم ۤ للذین استکبروا ما تبع بودیمتان اندر فنون دفع نار از ما کنید آیا کنون یا که چیزی کم کنید از این نصیب با شما چون بودمان هر جا شکیب سرکشان گویند أنا کل فیه چون شما خود در عذابیم و نقیه إن االله قد حکم بین العباد می نگردد حکم او کم یا زیاد خازنان را می بگویند اهل نار که شما خواهید از پروردگار تا سبک گرداند از ما این عذاب قدر روزی که شد از ما صبر و تاب بر شما گویند آیا در حیات نامدندی آن رسل با بینات می بگویند آمدند آری به ما پس شما خواهید گویند از خدا از شما تا او نماید کم عذاب نیست ما را بر شفاعت اذن و آب آن دعای کافران در کل حال نیست هرگز هیچ الا در ضلال انبیا و مؤمنان را ما دهیم نصرت اندر زندگانی بی ز بیم هم به روزی که گواهان ایستند نصرت از ما بهر ایشان است چند اندر آن روزی که ندهد هیچ نفع ظالمان را عذر ایشان بهر دفع لعنت ایشان راست از پروردگار هم سرای بد جحیم شعله بار ما ز خود دادیم موسی را هدا یعنی احکام و شرایع در ندا هم به میراث اندر اسراییلیان باز ما هشتیم تورات از نشان بهر راه حق نمودن بهر پند مر اولوالالباب را از چون و چند پس تو کن صبر إن وعد االله حق خواه آمرزش ز ذنبت در نسق ذنب او یا خشم ز اقوال بد است ذنب امت یا که از آن مقصد است حرف سخت مشرکان خیره چشم گاه آوردی پیمبر را به خشم گفت زآن رو صبر کن وز خشم خویش خواه آمرزش ز حق از بعد و پیش گوی تسبیحی که باشد مقترن شام و صبح آن بر سپاس ذوالمنن

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.