شمارهٔ ۱۸۸
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
هزار بار به خون جگر طهارت کرد
که تا جمال تو را چشم من زیارت کرد
چه فتنه ای تو ندانم که چشمت از مردم
به غمزه دین و دل و عقل و هوش غارت کرد
بگفتمش به کجا اهل دل سجود آرند
به ابروان چو محراب خود اشارت کرد
بگفت عاقبتت می کشم به خون یارب
غمش مباد که شادم از این بشارت کرد
مقام قرب خدا یافت همچو ابراهیم
کسی که کعبه ویران دل عمارت کرد
اگر صغیر کبیرانه می خورد نه عجب
که جا به میکده عشق در صغارت کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş