شمارهٔ ۳
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
چه مایه میدهد اردی بهشت بستان را
که میزند به صفا طعنه باغ رضوان را
کدام جلوه به گلشن کند چنین دلکش
نوای زیر و بم بلبل خوش الحان را
اگر ز داغ دل عاشقان نشان جویی
برو به باغ و ببین لاله های نعمان را
زهی مقدر بی مثل و صانع بیچون
که از جماد بر آرد ثبات الوان را
ترانه و من الماء کل شییی حی
از آبشار به رقص آورد سخندان را
چو نرگس آنکه قدح کش بود در این ایام
به عالمی ندهد گوشه گلستان را
صغیر معرفت واجبت بود واجب
نتیجه گر طلبی کارگاه امکان را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş