شمارهٔ ۳۴۸
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
خوانند گرچه خلق جهان اصفهانیم
زین آب و خاک زاده ام اما جهانیم
من با بشر برادرم و زاده جهان
زنهار اصفهانی تنها نخوانیم
با نوع خویش در همه جا زیر آسمان
روشن چو آفتاب بود مهربانیم
شد زندگانیم بغم نوع خویش صرف
این دولت است ماحصل زندگانیم
خواهم ز حق خود همه باشند کامیاب
حق داند این بود بجهان کامرانیم
دانم که هر چه بهر تو خواهم همان مراست
ای دوست استفاده کن از نکته دانیم
ای بدگمان بعکس تو پیوسته حال من
نیک است زانکه برحذر از بدگمانیم
با خصم هم صغیر بصلحم بجان دوست
تنها نه دوستدار محبان جانیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş