شمارهٔ ۳۶
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
میآمد و شهد از لب خندان میریخت
میرفت و بدل تیر ز مژگان میریخت
از حسرت موی و روی خود خونجگر
از دیده کافر و مسلمان میریخت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş