شمارهٔ ۳۶۱
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
از غبار خودنماییها عمل را پاک کن
دانه تا حاصل دهد پنهان بزیر خاک کن
تا جمال شاهد مقصودت آید در نظر
زنگ غفلت پاک از آیینه ادراک کن
عالم اکبر تویی هم صحبت عالم گزین
در وجود خویش سیر انجم و افلاک کن
از سبک روحی کند شبنم سوی گردون سفر
بهر معراج حقیقت خویش را چالاک کن
ای رباخوار از خدا باکی ندارد نفس تو
دوستی را ترک با این دشمن بی باک کن
با خدا کن جنگ خود تعطیل در ماه صیام
لااقل یکماه در سال از ربا امساک کن
خو اطرت را تا فرحناکی شود حاصل صغیر
رفع اندوه و ملال از خو اطری غمناک کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş