شمارهٔ ۴۰۷
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
تا زده ام خویش به دیوانگی
یافته ام راه به فرزانگی
کی رسدم سلسله از زلف یار
گر نزنم خویش به دیوانگی
ریزد اگر خون من آن آشنا
به که دهد نسبت بیگانگی
آه که صیاد مرا در قفس
کشت ز بی آبی و بی دانگی
دام تعلق گسل و چون صبا
ساز جهان خانه به بیخانگی
کام بری گر بگذاری صغیر
کام به عشق از سر مردانگی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş