شمارهٔ ۵۸
س سحاب اصفهانی
0
Altın Yaprak
چون خیال او ز جان مهجور نیست
دور از او گر زنده باشم دور نیست
از رخ خوبان نبیند نور او
هر که را در دیده دل نور نیست
در نظر بازی ارباب نظر
حسن زیبا منظران منظور نیست
ترک سر چون لازم شورید گیست
هر که را سر هست در سر شور نیست
چون رخ خوبان و قد دلکشت
آتش موسی و نخل طور نیست
در برش ز اندیشه هجران سحاب
از سرور وصل دل مسرور نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş